Menu

اخبار کتابخانه

دوشنبه 16 اسفند 1395
تعداد بازدید: 138
تعداد نظرات: 0

سخنان حضرت حجت الاسلام والمسلمین دریاب نجفی در نشست علمی رجال پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) با عنوان شکوه مرجعیت

جایگاه حدیث مجهول و مهمل از دیدگاه آیت الله العظمی بروجردی

موضوعی که برای این جلسه انتخاب کردم حدیث مجهول و مهمل است از دیدگاه آیت الله بروجردی

البته قبل از بحث لازم است تشکر کنم از حضرت آیت الله علوی که در این بیست و پنج سال که روی کارهای آقای بروجردی کار می کردیم در این مدت ، خیلی کمکهای فکری، علمی و خیلی جهات دیگر تشویق و تشجیع و جا دارد، تشکر کنم.

آقای بروجردی با مجاهیل و مهملها چگونه برخورد می کند؟ لازم است مقدمه ای بیان کنم آقای بروجردی ابتدا می‌گویند اصول رجالی ما ناقص است و این را با جرأت میگویند چرا؟ چون رجال نجاشی و طوسی برای نوشتن فهارسی است که کتب روات را می نویسد یعنی هرکسی که مصنف نداشته باشد از موضوع کتاب خارج است که اینها را هر دو بزرگوار توضیح دادند آقای بروجردی نسبت به رجال طوسی هم یک نظر دیگر دارد که این سیزده بابی که آقای طوسی منعقد کرده است خیلی از اسماء را که باید می برده ، نبرده .است شما مستحضرید وقتی اسماء موجود در اصول اربعه رجالیه را جمع کنیم می شود یازده هزار و پانصد اسم تکرارهایش را که حذف کنیم می شود شش هزار و پانصد اسم که اینها را دردو جلد معجم موحد بیست و پنج سال پیش هم منتشر کردم یازده هزار تا موحد شدند در شش هزار و پانصد اسم که اسمش را گفتیم المعجم الموحد. آنجا تصنیف خماسی کردیم برای حدیث بعد میرسد به مسئله مجهول که این آقایان از آن تعبیر به مجهول می کنند انتقاد می کند از امثال تنقیح و صاحب تنقیح که این شش هزار را هر جا رسیدند نوشتند مجهول می گوید برای چه اینها را می نویسید مجهول؟ آقای میرداماد یک تعبیری دارد آنجا اولین بار دیدم دیگران از او گرفتند در رواشـح مــی گوید مجهول دو معنی می دهد یک معنای اصطلاحی می دهد یک معنای لغوی دارد نباید اینها خلط شود آقای بروجردی اینها را خلط نکرده با هم جدا کرده است می فرماید معنای مجهول اصطلاحی همانی است که خود شیخ طوسی یا نجاشی یا کشی یا هر کسی بگوید م ج ه و ل ، مجهول بگوید ما در کل این شش هزار و پانصد نفر ما پنجاه و شش نفر داریم که به مجهول، موصوفند اینها را در کتاب آوردم . این شش هزار و پانصد و ... چرا موصوف به مجهول کنیم؟ مرحوم علامه مجلسی در کتابش در مرآة العقول در کتاب ملاذ الاخیارش هر جا دیده راوی در کتب اربعه ذکر نشده است نوشته مجهول . ولی در بحار همه این روایتها یا اکثر اینها را تأیید می کند چون منظورش، مجهول لغوی است نه مجهول اصطلاحی مجهول لغوى موجب جرح نیست آنی که موجب جرح است مجهول اصطلاحی است آنکه که سبب تضعیف روایت است مجهول اصطلاحی است.

مثالهای زیادی ایشان می آورد بعد می رسد به مسئله مهمل که این بحث بسیار مهمی است که آقای بروجردی مطرح کرده اند مهمل به اصطلاح همین متأخرين ، یعنی من ذكروه اصحاب الاصول گفتند که فلان ابن فلان ، ابن فلان روى عن فلان الا جرح و تعدیلش را نگفتند و بعد ایشان می فرماید اینها نگفتند این جرح و تعدیل را ولی باید قبول کنیم نگفتن اینها دلیل بر ضعف اینها نمی شود آقای بروجردی اول نفی تضعیف می کنند بعد اعتبار حديث مهمل را درست می کنند. اول می گویند این که مهمل است ذکر و لم يُذكر حاله ، این ضعیف نیست چرا؟ چون تضعیف دلیل می خواهد. همین فرمایشی که الان فرمودید که عن حس باشد ، این سوال مطرح می شود که تضعیف های به جهالت کجاش عن حس است؟ کجای شش هزار نفر تعبیر ضعیف دارند وصف ضعیف و وصف كذاب و وصف ... دارند ؟ هیچ کدام ندارند؟ شما که می گویید جرح و تعديل شرطش بايد عن حس باشد این آقایان اصلا جارح ندارند که جرحش عن حس باشد کسی اینها را جرح نکرده است حرف بسیار منطقی و علم آور است که آقا این شش هزار نفر جارحی ندارند که جرحش عن حس باشد سالب به انتفاء موضوع است بعد می آیند اعتبار حدیث مهملین را درست می کنند چون اگر اول نفی تضعیف نکنند نمی توانند نتیجه بگیرند چون اگر نفی تضعیف نکنند رأساً بروند سراغ اعتبار سلّمنا که توثیقشان را اثبات کردن تازه می رسد به تعارض جرح و تعدیل و وقتی تعارض جرح و تعدیل شود بنابر قول مشهور ، قول جارح مقدم می شود پس کار آقای بروجردى ... می شود لذا آوردند نفی تضعیف کردند یعنی این شش هزار نفر را از وصف مجهول که از آن رایحه و بوی تضعیف فهمیده می شود، بیرون آوردند گفتند اینها ضعیف نیستند دلیل هم آوردند دلیلش این است که اینها مصنف که نبودند بعد روایت هم که دارند بعد روایتهایش هم احراز شد از طریق سلامت سند و سلامت سند را با ترتیب اسانید درست کردند. یک سندی که در کافی تنها چهارصد و شصت بار تکرار شده باشد آقای بروجردی می گوید این علم آور است چهارصد و شصت بار این سند در کل ابواب یا بیشتر ابواب کافی تکرار شده است مثلا علی بن ابراهيم عن ابيه عن النوفلي عن السكونى عن ابي عبدالله عليه السلام . بیشترین سند کافی از نظر تعداد این است. می گوید می شود کسی شک کند در عن عن این چهار واسطه می گوید هیچ شکی در عن عن اینها نیست و همچنین سندهایی که صد و هشتاد بار و سندهایی که صد و بیست بار تکرار شده است استفاده می کند سلامت سند را وقتی سلامت سند را استفاده کرد می گویند این آقا ، این قدر راوی دارد وقتی این قدر راوی داشته باشد امارت بر توثیقش است اینجا ده دلیل را که از گفته های آقای بروجردی استفاده کردم سریع می گویم چطور رفع تضعیف می کند از مجاهیل به معنای لغوی نه به معنای مصطلح دلیل اول ایشان این است که آقا اگر بخواهیم بگوییم ضعیفند فایده تضعیف کذاب وضاع از بین می رود اینها نص است و نمی شود اینها را نادیده گرفت یعنی چه فرقی کرد احمدبن محمد بن يحيى عطار مثلا مجهول یا مسکوت عنه با آنی که درباره اش گفتند کذاب و وضاع . همان معامله ای که با او می کنیم با این می کنیم این خیلی کار دشواری است نمی‌شود قبولش کرد

بنابراین اولین دلیل می گویند نفی فائده جرح و تعدیل است، دلیل دوم اگر یک کسی در رجال نجاشی توثیق شده است ولی در فهرست طوسی مسكوت عنه است می گوید این بنابر قاعده جرح و تعدیل، این توثیق نجاشی به درد نمی گوید چون عارضه سکوت طوسی و سکوت طوسی بنابر حرف شما جرح است و جرح و تعدیل که با هم تعارض کنند تعدیل از بین می رود. اگر بنا شد که خود طوسی در یکجایی کسی را توثیق کرده و در جای دیگر ساکت شده و توثیقش نکرده است حالا ما هم نمی دانیم تاریخ کدام متأخر است چون ناسخ و منسوخ می شود وقتی ندانیم تاریخ کدام متأخر است مسلم به این نتیجه می رسیم پس این جرح معارض با تعدیل است و آن تعدیل را از بین برد.

این آقایان که می گویند خبر ثقه حجت است آیا على نحو اثبات شيء نفي ما عداست یعنی خبر غیرثقه دیگر حجت نیست؟ اگر این طور باشد خیلی مشکلات پیش می آید دیگر این آقایان نمی توانند نه قائل به انجبار ضعف سند شوند چون انجبار ضعف سند که بر اساس شهرت فتوایی استوار است همچنانکه حضرت آیت الله علوی فرمودند این انجبار و حتی انکسار، هر دو نمی تواند تحقق پیدا کند چون وقتی این آقا قائل به انجبار ضعف سند است یعنی قبول دارد یک چیزی به نام ضعف است و بعد می گوید این را دیدم منجبر می شود یا به عمل اصحاب یا به شهرت روایی بنابراین نمی توانیم بگوییم اخذ به قول ثقه فقط و فقط، لا غیر این حرف انجبار را ، تنويع رباعی حدیث را به هم می زند یعنی دیگر شما نه حسنه دارید نه موثقه، هیچ یک از اینها را ندارید. این حرف تمام توثیقات عامه حتی مشایخ نجاشی را از بین می برد چون این آقایان می گویند خبر ثقه و لا غیر ایشان می گوید این حرف درست نیست.

البته یک فرقی بین توثیقات عامه و توثيقات العامــه اســـت بــه صیغـــه صفـــت و موصوف که باشد منظور همان صد توثیق است که به آنها می گوییم توثیقات عامه . ولی اگر به صورت مضاف و مضاف اليه باشد منظورهمان توثیقات مخالفین و سنی ها و عامه است اگر گفتیم توثيقات العامـه بـه صورت مضاف و مضاف اليه آقای بروجردی می گویند توثیقات عامه قابل قبول نیست چون عن غرض است و در جاهای دیگر الغاء خصوصیت می کند یعنی می گوید حالا که در جرح عامه اعمال غرض شده است ولذا قبولش نداریم این خصوصیت را اگر الغاء کنیم در جرح های شیعه های مغرض هم این یتأتی ، این ساری است و ماشی است یعنی اگر یک شیعهه به هم با کسی غرضی داشت تضعیف کرد قبول نداریم.

ایشان این حدیث باب عدل را که مرحوم شیخ صدوق می آورد حدیث عبدالله بن ابي يعفور . عبدالله بن ابى یعفور در صفت عدل از امام صادق سوال می کنــد بــم تعـرف عدالة الرجل؟ حضرت یک بحثهای مفصلی دارند این که در مصلایش باشد به اوقات صلات پایبند باشد مردم ببینند که نماز بخواند این حدیث در فقیه در باب عدالت در بحارج هشتاد و پنج ص ۳۸ حرف آقای بروجردی این است که از این حدیث به صحیحه تعبیر می کند تعبیر صحیحه آقای بروجردی خیلی دقیق تر از تعبیر صحیحه مرحوم صاحب جواهر در آن هزار و هشتصد موردی است که گفته صحیحه است خیلی هایش صحیحه از راه توثیق عام درست شده است نه توثیق خاص اگر کسی برود دنبال کند خیلی سریع به این نتیجه می رسد که البته خیلی جاها که مرحوم صاحب جواهر می فرمایند ،صحیحه از راه توثیق عامه حدیث این آقا را تصحیح کرده است و در نتیجه تعبیر به صحیحه کرده است ولی آقای بروجردی در نهایة التقريرج ۳ ج ۲۲۸ از این حدیث ، تعبیر به صحیحه می کنند با این که احمدبن محمد بن يحيى عطار دارد و با این که اباعبدالله محمد بن خالد برقی هست که نجاشی گفته است و كان محمد ضعيفا في الحديث، اما طوسی وثقـه بعـد مـی گوید ضعیف در حدیث را آقای بروجردی معنی می کند می گوید در حدیث جرح ،نیست ضعف در حدیث شاید به این معنی باشد مثلا خیلی با مشکل و احتیاط زیادی می گفته است یا فرض کنید نتوانسته است همه الفاظ امام را ضبط کند نقل به معنی که جایز است اگرچه مخل به معنی نباشد بعد بگویم که حماد بن عیسی ۱۹۰ فوت کرده است عبدالله بن ابی یعفور دو داستان دارد یکی نشان میدهد سال ۱۳۲ فوت کرده است یعنی حماد ۱۹۰ درک نکرد عبدالله بن ابي يعفور را که از او روایت کند. یک داستان دیگر است که قصه شهادت عبدالله بن ابی یعفور پیش ابویوسف قاضی است که وقتی بردند برای شهادت ابن ابي يعفور ابویوسف قاضی ملعون سری تکان داد گفت تو متدینی و معروف به تقوایی ولی یک عیبی داری و این که رافضی و شیعه هستی. ابن ابی یعفور شروع به گریه کردن و گفت می ترسم من از کسانی نباشم که این وصف را به من داده باشید.

اگر این داستان درست باشد وفات ابی یعفور بعد از سال ١٦٦ می شود که اولین سالی بود که تولی قضا را بر عهده گرفت پس معلوم می شود تا ١٦٦ زنده بوده است بعد حماد از او نقل روایت میکند و او را درک می کند آقای بروجردی این کار طبقات و تاریخ را که برخی می گویند علم آور هم نیست اتفاقا همین علم آور است نه آن عنعن که نه معلوم است که بتوانیم دقیق بفهمیم که این نسخه بوده است؟ بعد آقای بروجردی با آقای خوئی در این نکته با هم تفاوت دارند که آقای بروجردی با این نکته نفی تضعیف از مجهول لغوی، نه اصطلاحی، وقتی نفی تضعیف کند بگوید اگر نجاشی کسی را نقل نکرد و نیاورد نه به معنای این است که باید تضعیفش کرد با همین نزدیک شش هزار حدیث کافی درست میشود این خیلی نکته ظریفی است و من تقاضا می کنم یک نگاهی به اسانید کافی مرحوم آقای بروجردی که بنده کار کردم و چاپ شده است یک نگاهی بکنید که آقای بروجردی چقدر دقیق است روی کثرت روایت شخص وکثرت رواتش نه مشایخش در مسئله اجازه ، آقای بروجردی فرق می گذارند بین اعتراف مجیز و اعتراف مجاز مجیز اگر بگوید اجزت فلان این خیلی اعتبار دارد چون حق خودش است ولی اگر مجازی بگوید اجازنی فلان میگوید ما اگر مکتوبی نداشته باشیم نمی توانیم قبول کنیم چون شهادت برای نفس که فایده دارد اقرار

العقلا على انفسهم حجت است اما لانفسهم حجت نیست مگر این که مکتوبی داشته باشد. اینها بحثهایی است که آقای بروجردی سی و پنج سال چهل سال روی اینها کار کرد که اگر حجم کار آقای بروجردی سنینش و حجم کارش را با حجم کار آقای خوئی و این سنینی که کار کرد مقایسه کنیم ثمرات و برکاتی که این کار برای حوزه ها به ارمغان آورد لقائل ان يقول ، آقا کثرت روایت که هنر نیست ، هنر نیست که ما بیاییم روایتهای بیشتر را تصحیح کنیم چون در پیچ و خمهای تعارضها می افتیم و آنجا مرجح نداریم و برای ما مشکل پیش می آمد.

جوابش این است که آقای بروجردی نه این است که همه احادیث را تصحیح کرد به این معنی که مثل دیگران با توثیقات عام توانستند هزار و هشتصد ثقه درست کنند در برخی کتب شنیدم هزار و هشتصد ثقه درست کردند چه بسا با همین کار آقای بروجردی اصلا حدیث تضعیف می شود عن زراه بوده در نسخه کافی بعد ایشان یقین پیدا کرده است که زراه اینجا طبقه زراره نیست بعد فرمودند که اینجا این سند مرسل است یا تصحیف است بعد رفتیم دیدیم عمن رواه است یعنی مرسل شد آقای بروجردی کارش برخی اوقات منتهی به ارسال سند میشود و ان شاء الله آقایان از این مدرسه ای که من تعبیر می کنم یک مدرسه رجالی ابتکاری جدیدی است که پل می زند بین کتب حدیث و کتب رجال و درایه . قبلا این پل نبود و این ارتباط نبود یعنی یک محقق از کتب حدیث چه بحار چه هر کتب دیگر می خواست کتب تمییز مشترک درایه در مشترکات گم میشد در تعابیر و مدالیل اینها گاهی اوقات گم می شد کما این که خیلیها گم شد، اما آقای بروجردی این پل ارتباطی خیلی محكم ، معرفة الاسانید را در این وسط به عنوان یک پل، بین کتب رجالی که جرح و تعدیل و طبقات در آنها هستند و کتب حدیثی که نتیجه کارشان ـ من آمار دادم در جزوه مختصر - آمار دادم شمردم اسانید ایشان را ایشان سه هزار حاشیه دارند و یک چیزی در حدود شصت هزار سند کار کردند که این شصت هزار الآن در این موسوعه در این معرض موجود است و در این موسوعه هشت هزار و پانصد راوی را طبقه بندی کردند خیلی کار بسیار بزرگی است مشخص کنند همان طور که آیت الله علوی فرموندند طبقه بندی ایشان علم آور است وقتی می فرماید ابن ابی عمیر نمی تواند از امام صادق روایت کند چون ابن ابی عمیر ۲۱۷ فوت کرده است امام صادق ١٤٨ به شهادت رسید صفوان ۲۱۰ نمی تواند از امام صادق روایت کند بعد می گویند این واسطه معروفه است که حذف شده است می گوید معروفه یعنی چه؟ ما واسطه می خواهیم عنعن بايد عن حس باشد آیا آنی که می گوید عنعن بايد عن حسباشد و حذف واسطه را قبول ندارد آیا این علم آور نیست تازه برعکس آقای خونی می گوید ابن ابی عمیر می گوید اگر ابن ابی عمیر روایت کند چه بسا ممکن است درکش کند با احتمال که درست نمیشود چون نتیجه تابع اخس مقدمات است اگر شک کنیم در یک راوى، آيا أدرك أو لم يدرك؟ نتيجه تابع اخس مقدمات است می گوید شما آن اسوأ احتمالات را باید مد نظر قرار بدهید چون احسن الاحتمالات اینجا راه ندارد باید بگویید این شخص درک نکرده است چون ادراکش دلیل لازم دارد و دلیلش این است آقایان گفتند فلان لم یدرک فلان لم یدرک، فلان ادرک و لم يرو. بعد یک عبارتی را نجاشی راجع به ابراهیم بن نعیم است که موصوف به میزان است. نجاشی می گوید رای ابا جعفر و روی عن ابى ابراهيم عليه السلام آقای بروجردی یک تعلیقه خیلی عجیبی دارند می گویند رأی ابا جعفر امام باقر» بعد روى عن ابى ابراهیم یعنی امام صادق را درک کرده چرا از امام صادق روایت نکرده است ؟ این یک نوع جرح و یا شبه جرح است در رجال، که اگر کسی معاصر یک امام بود هم تضامن زمنی داشت هم تواجد بلدی داشت یعنی هم در کوفه بود امام هم در کوفه بود، او مدینه بود امام هم مدینه بود، تضامن زمنی تواجد بلدی داشت اگر این گونه بود ، و روایت نکند می گوید این یک مشکلی دارد مثل واقفه که از امام رضا روایت نکردند بعد می گوید شما این مشکل را چطور حل می کنید؟ می گوید با ترتیب اسانید. بعد می گوید من اسانید ایشان را مرتب کردم و به این نکته رسیدم که از امام باقر چهار حدیث دارد از امام صادق هشتاد حدیث روایت کرده است البته بعد از احراز سلامت سند پاورقی می زند حاشیه می زند بر نجاشی که البته حاشیه هایش بر رجال نجاشی ۱۲۰۰ حاشیه است که ما چاپ کردیم متاسفانه دوره اش فقط بیست دوره چاپ شد در اینجا می گوید آقای این شخص که آوردیم این هشتاد روایت از امام صادق دارد بعد چند روایت از امام موسی بن جعفر عليه السلام دارد بنابراین تمام مقطع حیات و زندگیش پیش سه امام تلمذ کرده است. البته من اسم این را این گونه گذاشتم حديث المجهول و المهمل و نفى التضعيف عنه وفقا لنظرية آيت الله العظمى السيد البروجردی که ابتدا یک مقدمه راجع به اصول - حرف خود آقای بروجردی راجع به کتب اصول رجالیه و نقصی که در اینها هست و بعد می گوید چه اشکالی دارد که بعد از هزار سال که آقایان روی رجال و سند کار نکردند ما یک کار جدیدی بکنیم و بعد برسیم به این که این که می گوید رأی ابا جعفر پس کو روایتهایش؟ و بعد اسمی از امام صادق نمی برد و الحال این که این هشتاد روایت دارد این از کجا بدست آمد؟ این شهادت رجالی نیست این عن حس اینها را شمرده و گفته است البته با توجه به تمام شدن وقت این بحث را به زمان دیگری موکول می نمایم.

والسلام علیکم و رحمه الله و بركاته

 

تصاویر
  • سخنان حضرت حجت الاسلام والمسلمین دریاب نجفی در  نشست علمی رجال  پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) با عنوان شکوه مرجعیت