Menu

اخبار کتابخانه

دوشنبه 16 اسفند 1395
تعداد بازدید: 140
تعداد نظرات: 0

سخنان حضرت آیت الله رضا استادی در نشست علمی رجال، پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) با عنوان شکوه مرجعیت

بسم الله الرحمن الرحيم

بیان کوتاه از تاریخچه ی علم رجال

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا محمد و آله اجمعین ما چون منبری بودیم و هستیم قضایای متعاکسی پیش می آید می رویم و دعوت می کنند می گویند اینجا ششصد دانشجو هست می رویم می بینیم هفت هشت تا بچه هستند کسی می گوید بخشنامه کردیم در سراسر کشور، بناست همه دبیرها بیایند برای بنده پیش بیاید، من رفتم بیست نفر در کلاس نبودند ، تابستان و وضع کشاورزی اینجور نیست خیال کرده با یک بخشنامه .... اینجا که ما را دعوت کردند فکر نمی کردم آقایان اعاظم این طور با جمعیت اینجا باشند، یک آقایی آمد و به من گفت آنجا انجمنی راجع به رجال است گفتم باید رجال را مطالعه کنم گفت حالا یک جوری بعد هم دوباره آمد و گفتم به رفقایت بگو من بحث رجالی ندارم گفت نه شما یک چیزی بگویید. حالا اینجا آمدیم جمعیتی است که نمی دانیم چی بگوییم تکراری است یا نه؟ تاریخچه ای از رجال را برایتان عرض می کنم البته همه می دانید ما بعد از قرن شش هفت که ابن طاووس و مرحوم علامه این تقسیم احادیث به چهار قسم را مطرح کردند از این تاریخ این رواج پیدا کرده است در کتابها ، موثق می گویند صحیح می گویند حسنه می گویند، ولی قبلش نبوده است و این که معروف است صحیح پیش قدما با صحیح متأخرين فرق داشته است برای این که آنها یک ملاک داشتند اینها یک ملاک دیگر اگر مثلا صدوق اگر بگوید همه روایات نهاية كتاب من صحيح است حتما معنیش این نیست که با صحیح به اصطلاح شما صحیح است خودش ملاک داشته است اگر ما حالا وثوق کافی است آن هم وثوق داشتند اطمینان داشتند از هر راهی وثوق داشتند برای خودشان کافی بود. از قرن هفتم که ابن طاووس - نه ابن طاوس معروف و مرحوم علامه این را دنبال کردند و چهار قسم مطرح شده است خود علامه کتاب رجال دارد و کتاب رجال مهمش هم گم شده است همین که ... دست ماست مهمش گم شده است و بعد هم خیلی دنبال نشده است به همان اصطلاح اکتفا کردند و در کتابها می گفتند مثلا تا قرن نه و ده کم کم یک مقدار سختگیری کردند برخی گفتند صحیح آن است که همه رواتش عادل باشند معدل به عدلین باشند چنین و چنان باشند و ... ولی از قرن یازده به این طرف تقریبا اخباری ها - نه اخباری به معنای غلط - حاکم شدند حتی اخباری به معنی صحیحش مثل خود مرحوم مجلسی و صاحب وسائل و صاحب مفاتیح اینها تقریبا یک جور دیگر بودند و حاکم شدند و بحث رجال را گفتند گاهی گفتند اصلا نیازی نداریم گاهی گفتند کتب اربعه همه اش خوب است حتی از برخی بزرگان این اواخر نقل شد که اگر کسی مثلا در اسناد کافی حرفی بزند اينها حرفة العاجز است گفتند نیاز نداریم و از قبل گفتند و بعد هم برخی تکرار کردند برخی دوباره گفتند نیاز نداریم بخاطر این که همه گفتند که صحیح کدام است برخی گفتند ملاک ما عمل است و اعراض پس اینها را لازم نداریم اگر عمل کردند ما هم عمل میکنیم اگر عمل نکردند و اعراض کردند به درد نمی خورد حالا بگو صحیح است صحیح اعلایی است .. به انواع اقسام ، احساس بی نیازی در حوزه و در حوزه ها تقریبا جا افتاد ، یک جوری که می‌توانم عرض کنم از زمان شیخ انصاری تا زمان ایت الله بروجردی که مثلا صد سال بیشتر است، اصلا تقریبا قصه عنابت به رجال ممکن است کتاب نوشته باشند ولی در فقه مطرح نبوده اصلاً در یک کنگره شیخ انصاری تمام تألیفاتشان بنا بود چاپ بشود یک جزوه رجال هم از ایشان پیدا شد اهل فن دیدند گفتند به درد نمی خورد اصلا باعث آبروریزی ایشان است هیچ وقت هم چاپ نشد چون اصلا عنایتی نداشت . یعنی شیخ انصاری با همه عظمت ، این حرف جا افتاده بود که ما خیلی لزومی نداریم که دنبال کنیم و از زمان شیخ انصاری هم به این طرف هم تا زمان خود ما هم بود یعنی با این که آیت الله بروجردی آمدند و تحولی ایجاد کردند زمان خود ما هم بود همینها که ما پیششان درس می خواندیم اصلا اهل این حرفها نبودند دو سال سه سال پنج سال پیش یک آقایی درس می خواندیم دو دفعه مسئله رجالی مطرح نمی کرد خود استاد ما می گفت مرحوم حاج شیخ یک چند روایت نوشته بود در عمامه اش می گذاشت در می آورد و می خواند اصلا این بحثها مطرح نبود کتابها را ببینید اگر یک جا مطرح است چون مطرح شده بوده است یعنی در جواهر یک اشارهای شده است او مجبور شده ر درس یک نگاهی بکند و الا واقعا احساس می کردند واقعا نیازی نیست با این که حرفهایی که قبلا زده شد یعنی اعراض و عمل کار را حل میکند بسیاری از روایات است که نه اعراضش و نه عملش معلوم است هیچ کلیتی ندارد هیچ کس نمی تواند بگوید همه روایات فقهی ما یا مأمور به شده یا معرض عنه خیلی ها هم بین بین مانده است که باید روی آنها کار شود که معلوم شود جزو کدام دسته است. یا آنهایی که مثلا گفتند روایات کافی که این خیلی روشن است که این طور نیست روایات کافی همه اش صحیح باشد نه آن جور که مجلسی گفته است که از شانزده تا مثلا چندهزار تا را بگوییم نه آن طور نمی گوییم ولی بالاخره روایتی که حجت نباشد در کتب اربعه هست کاری که حضرت آیت الله بروجردی کردند در ابعاد مختلف

ایشان تحول ایجاد کردند ایشان فرمودند مدرسه ، مکتب ایجاد کردند هر طور بگوییم ایشان در قم ۲۹۰ وفات مرحوم آخوند است ایشان از بروجرد که اصلا بحث مرجعیت نبوده است بحث قم آمدن نبوده است کار رجالی ایشان از همانجا شروع شده است یعنی ایشان به این فکر بوده که فقه ما ، استنباط چارچوبی دارد و باید نشان بدهیم همین که یک روز بگوییم گفتند ما هم می گوییم بالاخره اگر بناست به آیه تمسک کنیم آیه وضعش روشن است می خواهیم به روایت تمسک کنیم باید وضعش روشن باشد ایشان در استنادات به روایات که گفتند صحیح است نبوده گفتند موثق است ،نبوده نه که در افراد ، خیلی ایشان دست برده است، یعنی می گوید شما کتاب تعلیقه آقای بروجردی بر اسانید تهذیب را ملاحظه کنید مکرر در مکرر ایشان می گویند این روایت را مسند دانستند مرسل است دو نفر افتاده است چرا اصلا خبر نداشتند؟ حتى دیدم ایشان می گوید راوی می گوید قلت لابی عبدالله علیه السلام ایشان در حاشیه نوشته است که این نمی تواند او که ابی عبدالله را درک نکرده است زمانش به او نمی خورده است اینها را او دیده، دیده همه اگر همین جور اگر بخواهند به همان گفته شده اکتفا کنند بگویند گفتند صححیه است ما هم می گوییم صحیحه است گفتند مصحح است ما هم می گوییم مصححه است گفتند موثقه است ما هم می گوییم موثقه این درست نیست یک روزهایی مثل امروز که همه چیز را ایراد می گیرند هر کسی می گوید من هم می توانم استنباط کنم، آنها به رخ مــا مــی کشند یعنی همان روایت را که ما گفتیم صحیحه است نکته اش را پیدا می می گوید عمری است که همه می گفتند صحیحه است و حال این که صحیحه نیست مرسله است مثلا این با دو واسطه ، سه واسطه نمی‌تواند ، این طبقاتی که ایشان مطرح کرده سابقه داشت ولی این طور که ایشان مطرح کردند در حوزه جا انداخت، اصلا برخی از شاگردهای ایشان عادت کردند به این که این طبقه چهارم، این طبقه ،پنجم ششم است در هر صورت در ابعاد مختلف ایشان تحول ایجاد کرد یکی همین مسئله رجال است که همه را متوجه کرد مسئله بی نیازی نیست تقلید هم برای مجتهد درست نیست الان به ما هم یک ایرادی هم می گیرند نمی دانم ایراد وارد است یا نه؟ اگر شماها مجتهد باشید ایراد به شما وارد است. می گویند شما در ادبیات مجتهدید؟ می گوید نه می گوید پس مجتهد نیستید چون ابزار کارت اگر مجتهد نباشی نتیجه تابع أخس مقدمات است آنها را یک جایی حل می کنیم می گوییم چیزی نیست، اما مسئله رجال چیزی نیست نمی شود، واقعا کسی فتوا می دهد مستند است آن ادبیات هم ، خدا رحمت کند مرحوم صاحب وقایه ، یک جا نوشته است اگر می خواهی من آدرس بدهم کجاها فقهای ما اشتباه کردند. چون ادبیات درست نداشتند چون ادبیاتشان درست نبوده اشتباه کردند می گوید آدرس می دهم که نتوانسته معنی کند و ... در رجال که این کار را نمی توانیم بگوییم هرچه گفتند ، تقلید که معنی ندارد، بالاخره یک مجتهد باید در اصول فقه مجتهد باشد در رجال هم چون مقدمه کارش است باید مجتهد باشد این فکر را ایشان ابداع کرده است بیست سی سال کار کرده است حالا کارها یک مقدار آسان شده است نباید کارهای حالا را با آن زمان ولی خدا خواست ایشان قم آمد و از جهات مختلف که یکیش هم همین بود الآن برخی از شاگردان ایشان مثلا خدا رحمت کند آقای تجلیل، کتابی نوشته صراط الرجال، طبقاتش را مطرح کرده است خود آیت الله نوری اینها همه از اینجا گرفته می شود در صورتی که نوارهایش هست یعنی واقعا ایشان جا انداخت و آن وقت همه معتقدند البته همه که می گویم مبالغه است همه معتقدند که آقای خوئی هم تحت تأثیر ایشان قرار گرفته است یعنی آنجا هم این خبرها نبوده است آنجا هم قبل از آقای خوئی ، آقای نائینی ... این حرفها مطرح نبوده است و اصلا این که آقای بروجردی مطرح کرد و رویش ایستاد و صحبت کرد و صحبت کرد و صحبت کرد و بعدا عملا نشان داد شاید هزار مورد است که ایشان ایراد گرفته است. در تهذیب هزار مورد است که به سند ایراد گرفته است می گوید این جور گفتند ولی اینجور نیست مکرر گوید این کلمه تصحیف شده است مکرر میگوید مقلوب است حسن بن زیاد، زیادبن حسن شده است و ایشان هم همه را ثابت کرده و همه را هم با استدلال گفته است حالا در بحث علمیش ممکن است برخی ... ، آقای خوئی هم به نظر من تحت تأثیر ایشان بوده است که یک کار به این عظمت را با یک گروهی شروع کرده ، که اگر نیاز نبود حتما شروع نمی کرد. آیت الله بروجردی از جهات مختلف به حوزه علمیه ما و همه حوزه ها حق دارد در این که حرفهای تازه صحیح به درد خور با آن منطق ما که منطق چارچوب داری در فقه باید داشته باشیم درست کرده است که دیگران نتوانند به ما ایراد کنند. مجالس و محافل که علمی است آقایان ی گویند و میشنوند یکی درست می گوید یکی نادرست می گوید یا هر دو درست میگویند جایی که قابل جمع باشد یا هر دو نادرست می گویند که گاهی هم ممکن است هر دو اشتباه کنند ممکن است شخص سومی باید بگوید نه شما درست می گویید نه او چون بنظرم در این مجلس هم چنین شد من درصدد نیستم که جواب بدهم یک قدری باید سراغ معنویات برویم اگر تمام این کارها را آیت الله بروجردی انجام داده بود سی چهل سال در بروجرد چنین چنان کرده بود اگر نبود آن ،معنویات اگر اخلاص نبود اگر آن دینی که ایشان داشت نبود اگر درد دینی که ایشان داشت ،نبود به اینجا نمی رسید ما واقعا اگر آن جنبه ها را توجه داریم دنبال می کنیم باید دنبال کنیم به این جنبه ها هم باید واقعا برسیم تک تک ما تکلیف خودمان را با خودمان واقعا روشن کنیم واقعا داریم برای خدا کار می کنیم برای دین کار می کنیم؟

ویژگی بسیار مهم آیت الله العظمى بروجردی این بوده است که برای رضای خدا قدم برمی داشت.

والسلام علیکم و رحمه الله و بركاته

 

تصاویر
  • سخنان حضرت آیت الله رضا استادی در نشست علمی رجال، پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) با عنوان شکوه مرجعیت