Menu

اخبار کتابخانه

یکشنبه 15 اسفند 1395
تعداد بازدید: 189
تعداد نظرات: 0

مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین سیدصادق محمدی در پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی با عنوان شکوه مرجعیت

بسمه تعالی

سیزدهم شوال مصادف با ۱۰فروردین ١٣٤٠ شمسي رحلت آیت الله العظمي بروجردي (ره) فقيهي بزرگ، اصولي متبحر و رجالي كم‌نظیر بزرگ مردي که صاحب مكتب در فقه و فقاهت بود و عزيزي که مصداق اکمل «ان ابراهيم كان امة قانتا لله و مثل حقیر توان شناساندن او را ندارد ولي از باب وظیفه در چند بعد مطالبي انشاء الله غير تكراري عرض خواهم کرد.

١ - مقام علمي شخصيت هاي علمي به چند دسته مدوّن مبین مکمل و مؤسس) تقسيم مي شوند، گاهي تدوین کننده علم و گاهي تبيين کننده گفتار دیگران و گاهي مباني و مسالك و مسائل علم را تکميل مي کند و بالاخره برخي از دانشمندان تأسیس کننده مکتب و مسلك جديد در علم هستند و البته بین این اقسام تداخل نیز وجود دارد و مرحوم بروجردی از قسم چهارم است ایشان در علم اصول حرفهاي نو و مطالب بسیار ارزشمندي دارند به عنوان مثال موضوع علم اصول را الحجة علي الحكم مي داند و تلقي ایشان از نزاع در بحث مشتق صغروي بودن است بر خلاف مشهور اصولي ها که نزاع را کبروي مي دانند و در برخی تقریرات در مراتب حکم قائل به يك مرتبه است که در کمیسیون و نشست علمي اصول فقه مفصل بيان کردم، بحث مجاز را تعطيل مي و در همه جا قائل به حقیقت ادعائي است بالاتر از سکاکی که تنها در استعاره چنین مسلکي دارد و شهرت قدماء را حجت می داند و شهرت در روایت مقبوله ( خذ بما اشتهر بين اصحابك) را شهرت فتوايي مي داند و در خيلي موارد دیگر مثل بساطت مشتق وبحث اجزاء و ... حرفهاي بديع و قابل توجهي دارد. در يك نگاه مي توان تفاوت سبك استنباط و روش فقاهت او با مسلك مشهور فقهاء را دریافت او يك روش تبار شناسي و ريشه يابي در مسائل فقهي در کنار روشهاي معمول حوزه دارد و تسلط و ابتکار عجیب ایشان در علم رجال و طبقات دوازده گانه روات و اسانید کتب روايي او که دیگر لازم به گفتن نیست و واقعا انسان عکس ایشان در کنار آقا سید ابوالحسن اصفهانی (ره) در درس آخوند خراساني (ره) را مي بيند لذت مي برد واجتهاد او در ۲۷ سالگی وارجاع احتیاط به ایشان در طرف آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره) در زمان سکونت در بروجرد نشان از بزرگي و عظمت آن شخصیت دارد؛ لذا نکته و فلسفه دعوت آیات عظام حجت و صدر و سید محمدتقي خوانساري(ره) و تلاش مستمر حضرت امام از نجف اشرف از سال ۲۳ در اواخر عمر شریف سید ابوالحسن اصفهاني روشن ميگردد و اینکه چرا امام (ره) در نامه ي که به حاج شیخ مرتضي حائري (ره) مي نویسد او را به شيخ طوسي تشبيه می کند.

۲- مرجعیت عامه و علي الاطلاق

علامه شهید مطهری (ره) معتقد بود که مظهر اتم مرجعیت و زعامت کل در افراد قليلي مثل ميرزا محمد حسن شيرازي (ره) صاحب فتواي تنباکو و سید ابوالحسن اصفهانی تبلور پیدا کرد و سید محمد حسین طباطبائي بروجردي از اين تبار و طبقه است. حقیر با توجه به مطالعاتی که در خصوص ایشان داشته ام به این واقعیت رسیدم که ایشان نه تنها زعامت جهان تشیع را داشت بلکه نفوذ غير قابل توصيفي در ميان اهل سنت و جهان مسیحیت داشته است و شواهدی از قبیل فتواي علامه شلتوت در قضیه به رسمیت شناختن مذهب تشیع و به نقلی به صدا در آمدن ناقوس کلیساهاي مسيحيت جهت احترام به جهت رحلت ایشان و اظهار نظر جرج جرداق مسيحي که لایق تر از شما نیافتم که کتاب الامام علي صوت العدالة الانسانية) را به او هدیه بدهم و اینکه پرفسور موريس طبيب غربي معالجه کننده ایشان، او را موثرترين شخصيت ديني در دگرگوني قلب او معرفي مي كند نشان گر عمق رهبري و رياست و زعامت ديني او است. تقریب بین مذاهب هدف این بزرگمرد عالم تشیع از تأسيس دار التقريب و مسلك تقريب را باید مورد نظر دقیق قرار داد هدف او تنها ايستادگي و مقابله با دشمن واحد و امثال ذلك نبوده است بلكه هدف از مسلك تقريب تبعيت علمي جهان اسلام از مکتب با عظمت علمي اهل بيت (عليهم السلام) بوده است و در واقع يك تفكيكي بین پذیرش ولایت بلا فصل حضرت امیر (علیه السلام) و مرجعیت علمي اهل بيت (عليهم السلام قائل بود و معتقد بود اگر اهل سنت ولایت بلا فصل حضرت را نمي پذيرند ولي چرا خود را از علم و دانش اهل بیت محروم می کنند.

ایشان مسلك تقريب را به عنوان يك روش و تاكتيك پي گيري نمي كرد بلکه دیدگاه او در مسئله تقريب يك مبناي محكم فقهي و ديني داشته و این از عملکرد و اظهارات او روشن گردد و اینکه هیچگاه او براي تحقق این امر از اصول ديني خود عقب نشینی نکرد و این مطلب از به حضور نپذیرفتن مقام اول عربستان آن زمان هويدا مي گردد و اینکه دلیل آن را اینگونه اعلام می کند که او به قم می آید و به حرم حضرت نمي رود و اين بي احترامي به ایشان است. این را هم بگویم که ایشان در مقابل فرقه هاي نوظهور به شدت مقابله می کرده است و این مطلب نیز از قضیه مبارزه ایشان با چند نفر بهايي در بروجرد و دستور ایشان به بیرون کردن آنها از بروجرد و فرار کردن آنها از این شهر و همچنین جریان مقابله این مرد بزرگ با بهائیت در سال ۳۵ و دستور ایشان جهت سخنراني آقاي فلسفي (ره) در رادیو کاملا هويدا مي گردد و البته مخالفت ایشان با برنامه در مراسم آتش بازي و احياي سنت زردتشتیان در ایران توسط شاه و کوتاه آمدن او را نباید فراموش کرد و ایشان به شدت با مسلك تصوف نیز مبارزه داشت و خلاصه در مقابل انحراف کوتاه نمی آمد و این واقعا براي ما حوزویان درس است.

جنبه معنوي ايشان نیز همین بس که یکی از صاحبان عرفان عملي وسالك الي الله آقا سید جمال گلپایگانی فرموده اند که او از همه ي ما مقدم تر است و در مورد توسل به اهل بیت (علیهم السلام) نیز فوق العاده بوده، مرحوم آیت الله مجتهدي مي فرمود که ایشان درد شدید از ناحیه چشم داشته اند و يك روز يك مقدار گل روي سر سینه زنان ابي عبد الله الحسین را به چشم خود می مالند و درد چشم از بين مي رود واقعا ایشان يك انسان با عزت و با علم و فضیلت و درایت اجتماعي و سياسي و خلاصه مصداق اکمل ان ابراهیم كان امه فانتـا للـه بـود خدایش رحمت کند و ما را پیرو راه این عزیز قرار دهد.

تصاویر
  • مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین سیدصادق محمدی در پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی با عنوان شکوه مرجعیت