Menu

اخبار کتابخانه

یکشنبه 15 اسفند 1395
تعداد بازدید: 165
تعداد نظرات: 0

مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد فاضل لنکرانی در پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی با عنوان شکوه مرجعیت

بسم الله الرحمن الرحيم

شخصیت مرحوم آیت الله بروجردی ابعاد گسترده ای دارد و باید محققین حوزه های علمیه و صاحبان فکر و اندیشه ابعاد شخصیتی ایشان را بررسی کنند. دوران مرجعیت ایشان یکی از درخشان ترین دوران مرجعیت مطلقه شیعه است و سایر ابعاد ایشان نیز از درخشانی خاصی برخوردار است و من در این گفتار و صحبت می خواهم به بعد علمی ایشان اشاره کنم بعد علمی آیت الله بروجردی مرحوم آیت الله بروجردی از نظر علمی یک شخصیت جامعی بود هم به مباحث فقهی بسیار مسلط بود به طوری که مرحوم والد ما نقل میکردند گویا ایشان برای هر فرع فقهی یک پرونده مستقل علمی تشکیل داده بود و مباحثی که از ایشان در مباحث فقهی چاپ و منتشر شده است امروز مورد استفاده مراجع و بزرگان و فقها قرار دارد. استاد بزرگوار ما آیت الله وحید خراسانی به خود من میفرمودند من از کتاب نهايه التقرير والد شما این را در زمان حیات والد ما به من می فرمودند - مبانی آقای بروجردی را در درس متعرض میشوم و بحث میکنم و مورد تحقیق قرار میدهم و البته ایشان می فرمودند گاهی اوقات من مناقشه میکنم و بعد از درس می -گویند لعل - مقرر به صورت دقیق ننوشته باشد چون مرحوم والد ما تقريرات بحث خارج صلات مرحوم بروجردی را از سن نوزده سالگی تا بیست و چهار سالگی نوشتند و در بیست و چهار سالگی چاپ کردند خود مرحوم آقای بروجردی هم دیده بودند و به والد ما فرموده بودند که من از دنیا می روم اما آنچه از من باقی میماند این مطالب است آقای وحید می فرمودند من به آقایانی که اشکال میکنند میگویم من در حق این مقرر احتمال اشتباه هم نمیدهم حالا خود تقریرات و مباحث فقهی آقای بروجردی بسیار مورد توجه است مباحث رجالی ایشان که نیاز به بیان ندارد و همه میدانند که ایشان سرآمد رجالیین در عصر خودش بوده است و مبانی بسیار خوبی که در رجال ایشان دارد واقعا تأثیرات شگرفی در فقه دارد مبانی اصولی آیت الله بروجردی آنچه که من در اینجا میخواهم اشاره کنم مبانی اصولی مرحوم آیت الله بروجردی است ایشان یک اصولی صاحب مبنا بود یعنی این چنین نبود که در مبانی خودش عمدتا به مبانی اساتید خودش اكتفا بکند و همانها را بپروراند و مورد تأیید قرار بدهد، بلکه خودش صاحب مبنا بود و اگر یک محققی این توانایی را داشته باشد کسی که لااقل خودش یک دوره خارج اصول گفته باشد او میتواند مبانی اصولی مرحوم آقای بروجردی را استخراج کند. گرچه آن مقدار که اکنون از ایشان باقی مانده است یکی نهایة الاصول است که مرحوم آیت الله منتظری نوشته اند یکی هم لمحات الاصول است که باز امام رضوان الله تعالى عليه به قلم شریف خودشان نوشتند در قوت اصولی آیت الله بروجردی همین بس که امام در درس ایشان حاضر می شده است. امام که خودش اصول مرحوم حائری را دیده است و اصول مرحوم حائری هم بسیار متقن و محکم است یک همچون شخصیتی که اصول مرحوم حائری را دیده است اما در درس آقای بروجردی حاضر میشود ظاهرا ،پنج، شش سال در درس ایشان بوده است چون این مقدار که مرحوم امام تقریرات آقای بروجردی را نوشتند از اول مباحث الفاظ تا اوائل بحث حجيت امارات است نهاية الاصول تقریری است که مرحوم آیت الله منتظری نوشته اند یک مقدار کامل تر از تقریرات امام است گرچه تقریرات امام در برخی از موارد که من مقارنه کردم دقیق تر از آنی است که آقای منتظری نوشتند برای ما همین مقدار کافی است که در درس مرحوم آیت الله بروجردی یک شخصیتی مثل امام آن هم برای استفاده حضور پیدا میکند و آن را هم مینویسد. چون ،تقریر آن هم از یک شخصیتی مثل امام این کشف از عظمت علمی مرحوم آیت الله بروجردی دارد. از این جهت وقتی ما اصول امام را ملاحظه میکنیم مواردی را من در اصول امام مواجهه شدم که متأثر از مبنای مرحوم آقای بروجردی است یعنی همان مبنا را اختیار کردند. حالا ممکن است یک مقدار در استدلالها و در مؤیدات یک اضافاتی آورده باشند اما مبانی در اصول امام وجود دارد که متخذ از مرحوم آیت الله بروجردی است. اصول مرحوم ایت الله بروجردی یک اصول بسیار متقن و در عین حال غیر مفصلی است. من مناسب میدانم همین جا این نکته را عرض کنم؛ چون از مرحوم آیت الله بروجردی معروف شده است که ایشان فرمودند اصول تورم پیدا کرده است. ببینید اگر ایشان چنین مطلبی را فرموده باشد مقصود ،ایشان حذف این مباحث رایج در علم اصول نیست ایشان در اصول خودشان عمده مقدمات کفایه را مورد بحث قرار داده است بحث وضع معاني حرفیه، مشتق، صحیح و اعم حقیقت و مجاز و ... را مورد بحث قرار دادند و در بحث های، بعدی بحث مقدمه واجب را مفصل مورد بحث قرار دادند. مقصود این است که اگر چنین مطلبی فرموده باشند تحلیلی که من طلبه

کوچک دارم این است که مقصود ایشان این است که در بحث ها، ما بیاییم به استدلالهای محکم و تحقیقات قوی تر اکتفا کنیم و دیگر استدلالهای قدما را مفصل از اول تا آخر بگوییم مقصود ایشان از تورم - در صورتی که ایشان فرموده باشند- این است و الا مقصود ایشان هرگز از تورم در علم اصول این نیست که برخی از ابواب را حذف کنیم و کنار بگذاریم چون خود ایشان عملا تمام مباحث و ابواب را مورد بحث قرار دادند اصول ایشان اگر بخواهیم در حد خودمان قضاوت کنیم یک اصول متقن و یک اصول بسیار لطیف با بیانی که نوع اذهان محققین می پسندند آن بیان را با استدلالات بسیار محکم و ریشه دار بیان نموده اند مجرد یک فکری که ارتجالا در ذهن آمده باشد نیست بلکه تحقیقات ایشان است عوامل موفقیت آیت الله بروجردی من یکی از عوامل موفقیت مرحوم ایت الله بروجردی در اصول را تسلط وافر ایشان بر فقه میدانم در لابلا و اثنای تحقیقات اصولی ایشان این مسئله مطرح است مثلا ببینید یکی از مبانی که ایشان دارند در بحث اجزا .است در بحث اجزا همه فقها و اصولیین بحث میکنند که آیا اتیان مأمور به به امر اضطراری این مجزی از امر واقعی است یا نه؟ و غالب اصولیین بلکه قریب به اتفاقشان مفروض گرفتند که ما یک امری به نام امر واقعی داریم و یک امری به نام امر اضطراری داریم دو امر داریم دو امتثال است. حالا آیا این امتثال از اضطراری کفایت از امتثال از واقعی میکند یا نه؟ مرحوم آقای بروجردی روی تبحری که در فقه دارند می فرمایند ما اصلا یک امر مستقل دوم به نام امر اضطراری نداریم ما در ابوابی که امر اضطراری هم وجود دارد یک امر داریم یک امر به طبیعت صلات تعلق پیدا میکند. منتهی این طبیعت به لحاظ حالات مکلف مختلف میشود یک مکلفی قدرت بر ایستادن دارد و یک مکلف قدرت بر ایستادن ندارد و باید نشسته نماز بخواند امر به طهارت داریم یک مکلف آب دارد و یک مکلف آب ندارد دو امر وجود ندارد و لذا ایشان در بحث اجزا که این مبنا را اختیار میکنند. آنجا بعد از این که می فرمایند ما دو امر نداریم شارع امر به طبیعت کرده و این طبیعت بر حسب حالات مكلفين مختلف است و می فرمایند این تعبیر به بدلیت تعبیر صحیحی نیست این که ما بگوییم تیمم بدل از وضو هست این درست نیست و لو در حواشی عروه شان از این تعبیر زیاد استفاده کردند اما در مباحث اصولی شان می فرمایند ما اولا در افعال اضطراریه امر مستقل نداریم و ثانیا افعال اضطراریه عنوان بدلیت را ندارد و بعد در مقابل اصولیین میگویند اگر امر اضطراری خودش یک امر مستقل داشته باشد اصلا اجزاء معقول نیست که ما بگوییم آیا این مجزی از آن هست یا نه؟ چون هر امری امتثال علیحده و مستقل لازم دارد . این تبحر در فقه است که این فقیه را در این مبحث اصولی به این مبنا منتهی میکند و در ذهنم هست که یکی از مواردی که امام (ره) اخذ مبنا کردند همین مبناست که از مرحوم آقای بروجردی اتخاذ کردند. من به برخی دیگر از مبانی ایشان اشاره میکنم که یک مبنا در اول این اصول در موضوع علم اصول است. ایشان موضوع علم اصول را الحجة في الفقه می داند.

- مشهور موضوع علم اصول را ادله اربعه با وصف دلیلیت میدانند.

- صاحب فصول در مقابل مشهور گفته است ذات ادله است با قطع نظر از دلیل بودن

- مرحوم آخوند میفرمایند: موضوع علم اصول عنوان مجهولی است مفهومی است که با موضوعات مسائل متحد است و آن مفهوم برای ما مجهول است.

- مرحوم محقق اصفهانی موضوع را امور متکثره بالذات و متحد بالعرض میداند و میگوید آن جامع عرضى عنوان حجت بر حکم شرعی است که من بعید هم نمیدانم همین جا عرض بکنم این که مرحوم بروجردی موضوع را الحجة في الفقه قرار دادند حالا مرحوم نائینی و دیگران گفتند قواعد ممهده بازیک عنایتی مرحوم بروجردی در اصول محقق اصفهانی داشتند یعنی حتی میتوانم بگویم گاهی اوقات بعضی از تعابیر را دیدم اگر این تعابیر از خود مقررین نباشد از خود مرحوم بروجردی باشد نزدیک به تعابیری است که محقق اصفهانی اعلی الله مقامه در حاشیه بر کفایه دارد. می خواهم عرض کنم مرحوم بروجردی وقتی موضوع علم اصول را حجت بر فقه قرار داده است دو مطلب را کنار هم می گذارد و می فرماید ما علم اجمالی به یک سری از تکالیف داریم خدا برای ما تکالیفی قرار داده است و بعد خدای متعال که تکالیفی برای ما قرار داده است حججی را برای رسیدن به این تکالیف قرار داده است و این را مورد بحث قرار میدهند و نتیجه که ایشان میگیرند این است که وقتی حجت فی الفقه را به عنوان موضوع علم اصول قرار میدهند این نکته را بیان میکنند که اولا مراد از حجت آن اصطلاحی که مرحوم شیخ در اول رسائل فرموده است که حد وسط برای اثبات محمول برای موضوع، باشد مراد آن نیست. مراد از حجت یعنی آن چه که عبد و خدا بتوانند در مقابل یکدیگر بر هم احتجاج بکنند و فرمودند محمول در مسائل یا خود عنوان حجت است میگوییم خبر الواحد حجة ببینید چطور یک اصولی می تواند این را بیان کند این تبحر ایشان در فقه، این فقیه و اصولی را منتهی به این نظریه

کرده است.

مبنای آیت الله بروجردی در بحث مشتق :

یکی دیگر از مبانی ایشان در بحث مشتق است مشهور نزاع را کبروی کردند به این معنی که ایا مشتق حقیقت است در متلبس یا در اعم از متلبس و منقضی ؟ لذا به حسب ظاهر کبروی است یعنی اخصی ها میگویند مشتق حقیقت در متلبس .است اعمی ها میگویند اعم از متلبس و منقضی .است مرحوم بروجردی با مشهور مخالفت کردند و فرمودند نزاع صغروی است ایشان میفرمایند اینها نزاع در این نیست که آیا تلبس هست یا نه؟ تلبس را همه قبول دارند که باید متلبس باشد اما میفرمایند اجمال سخنشان این است که هم اخصی و هم اعمی هر دو مشتق را برای ذات متلبس وضع گردیده است کبرای اصل تلبس مورد اتفاق است اما این که تلبس به چه چیزی محقق میشود؟ اخصی تلبس را تلبس به خصوص مبدأ میداند اما اعمی علاوه بر تلبس به مبدأ، تلبس به حیثیت انتزاعی و اعتباری را هم کافی میداند این هم یکی دیگر از مبانی دیگر ایشان است.

مبنای آیت الله بروجردی در بحث موضوع له امر

از جمله مبانی که ایشان دارد در بحث موضوع له امر یا صیغه امر است ؟ آیا

دلالت بر وجوب دارد؟

مشهور قائلند به این که دال بر وجوب است مثلا در ماده ،امر آخوند یک دلیل و چهار مؤید میآورد در مقابل یک عده قائل به اشتراک معنوی بین وجوب و استحباب اند. آنجا مطرح میشود که بدون تردید امر ظهور در وجوب دارد اما منشأ ظهورش آیا دلالت لفظی است یا عقلی است یا عقلائی؟ مشهور هم که دلالت را لفظی میدانند اختلاف دارند که آیا از ناحیه واضع یا مقدمات حکمت است؟

مرحوم بروجردی می فرمایند: اصلا ما نباید در تمایز بین وجوب و استحباب در مقدمات اینها که از قبیل اراده است یا در آثار آنها مسئله عقاب و عدم عقاب از این جهت نباید بررسی کنیم و عمده مطلبی که دارند می فرمایند وجوب و استحباب یا میگویند صیغه امر دال بر طلب انشائی است طلب انشائی از امور اعتباری است امور اعتباری در آنها تشکیک وجود ندارد تشکیک در امور واقعیه است که همینجا باید بگویم ما وقتی اصول مرحوم بروجردی را نگاه میکنیم تسلط خوب ایشان بر مبانی فلسفی را هم ملاحظه میکنیم در عین این که ایشان اجتناب میکند از این که مباحث فلسفی به مباحث اصول راه پیدا کند اما تسلط ایشان بر مباحث فلسفی هم از اصولشان مشهور است که یکی از مواردش همین بحث است در بحث تمایز بین وجوب و استحباب است می فرماید این که آقایان گفتند وجوب اراده قویه است و دیگری اراده ضعیفه است قوت و ضعف در امور اعتباری راه ندارد این جا صیغه امر دال بر طلب انشائی است طلب انشائی هم یک امر اعتباری در مقابل طلب تکوینی و خارجی است این طلب اعتباری قابل شدت و ضعف نیست ما نمی توانیم بگوییم اگر شدید بود وجوب است اگر ضعیف بود استحباب است شدت و ضعف مربوط به امور واقعیه است بعد از ورود این اشکال بر این مطلب راهی را برای حل ،این اختیار میکنند و مسأله وجوب و استحباب را یک امر انتزاعی قرار میدهند میفرمایند اگر یک مقارناتی داشته باشد که دلالت بر لزومی بودن باشد از این طلب انشائی انتزاع وجوب میشود اگر مقارناتی باشد که دال بر عدم لزومی بودن باشد انتزاع، استحباب میشود و جایی که مقارناتی نباشد میفرمایند باید حمل بر وجوب کنیم و من جمله در همین بحث که آیا امر دال بر وجوب هست یا نه؟

چند مطلب مهم و مبنای خیلی محکمی را ایشان اختیار کردند اولا میگویند این که مشهور طلب انشائی را به وجوب

و استحباب تقسیم کردند غلط است طلب انشائی یک امر اعتباری است در مقابل طلب خارجی است خودش قابلیت تقسیم به وجوب و استحباب را ندارد ثانيا وجوب و استحباب از عناوین انتزاعی است که از مقارنات طلب انشائی باید انتزاع شود ثالثا تشکیک بين وجوب و استحباب ، عرضی است ، تشکیک واقعی در امور واقعیه است.

و رابعا ماده یا صیغه امر اگر مجرد از قرینه باشد حمل بر وجوب است در غیر این صورت وجوب داخل در معنی و صیغه امر نیست عنوان انتزاعی است و به مسئله عقلا تمسک میکنند سیره ایشان از دید عقلائی بسیار در مباحث علم اصول وارد شدند. یک ذهن عرفی و عقلائی بسیار قوی داشتند که این در اثنای مبانی ایشان به خوبی استفاده می شود.

مبنای آیت الله بروجردی در بحث مفاهیم:

یکی دیگر از مبانی ایشان در بحث مفاهیم است بزرگان برای تبیین این بحث این که جمله شرطیه مفهوم دارد یا نه ادله ای دارند که این ها مورد مناقشه قرار می گیرد. ایشان یک دلیل مستقلی را ارائه کردند منتهی آنجا میفرمایند من همین دلیل را به مرحوم آخوند استادمان عرضه کردم و مرحوم آخوند فرمودند ان ذلک حکم عقلی بحسب دقة العقلية مخالف للانظار العرفية در حالی که به نظر میرسد که خیلی عقلی بودن بحث در این استدلال ملاحظه نمیشود و میتوان گفت استدلال عرفی است.

مبنای آیت الله بروجردی در بحث ترتب:

از جمله مباحث ایشان در بحث ترتب است و بیان متفاوت از دیگران در این بحث دارند و ترتب را پذیرفتند. مقدمه ای را ذکر کردند میگویند مسئله سه صورت دارد که اکثر اصولیین از این ها غفلت کردند که یک نکته بسیار مهم این است که می فرمایند ما وقتی میگوییم طلب ،ضدین یعنی یک طلب به دو ضد تعلق پیدا کند جمع بين ضدين و طلب ضدین محال است جایی است که طلب واحد متعلق به دو ضد .باشد مولا با یک امر به مکلف بگوید بنشین و بایست این محال است لذا اصلا مسئله طلب جمع بین ضدین که خیلی در کلمات آقایان در بحث ترتب مطرح میشود می فرماید موضوع ندارد ما در جایی میخواهیم بحث کنیم که دو تا تکلیف داریم متعلق هر کدام ضد دیگری است و امکان جمع بین اینها نیست. این دو صورت دارد یا مولا این دو تکلیف را در عرض یکدیگر طلب میکند این محال لازم می آید. اما باز همین جا می فرماید این جا که مولا دو تا تکلیف میکند متعلق هر کدام ضد دیگری هست یعنی قابل امکان جمع در زمان واحد نیست باز مشهور گفتند هذا طلب الجمع بين الضدین میفرمایند باز این هم اشکال دارد میگویند ما این مبنا را قرار دادیم که طلب جمع بین ضدین در جایی است که طلب واحد باشد اما اگر طلب متعدد شد این جا دیگر طلب ضدین نیست منتهی علت استحاله را علت ایجاد دو انبعاث در نفس مکلف در زمان واحد میدانند و میگویند اگر دو انبعاث محال شد، بحث هم محال است این در آن جایی است که این دو متعلق در عرض هم باشند اما اگر مولی دو تکلیف بکند دو تا متعلق بیاورد این دو متعلق ضد هم باشند اما یک تکلیف در طول تکلیف دیگری باشد به این معنی که تکلیف دوم مشروط به عصيان تکلیف اول باشد ایشان این جا مسئله ترتب را تصویر میکنند این هم یک بیان تازه ای است یعنی قبلا از ایشان من ندیدم کسی به این نحوه راجع به طلب جمع بین ضدین این دقت را داشته باشد. این که می گویم مرحوم بروجردی ظرافتی در اصولش حاکم است یک وقتی خدمت مقام معظم رهبری ایشان راجع به اصول مرحوم بروجردی صحبت بود، من با ایشان عرض کردم اصول ایشان بسیار ظرافت دارد ایشان فرمودند همین طور است یعنی دیدم ایشان روی این تعبیر تأکید دارند.

مبنای آیت الله بروجردی در بحث اجتماع امر و نهی:

از مبانی ایشان در بحث اجتماع امر و نهی است مشهور میگویند مورد بحث جایی است که نسبت عام و خاص من وجه باشد اما عام و خاص مطلق را مشهور می خواهند از محل نزاع خارج کنند اما با بیانی که دارند و با توضیحاتی که دارند. نتیجه این می شود که مرحوم آیت الله بروجردی صاحب مبنا در مباحث اصولی بوده است یعنی خودش یک پایه و مبنای جدیدی را پایه گذاری کرده است و این نیست الا تسلط ایشان بر مباحث فقهی آن ذهن قوی و عرفی و عقلایی که ایشان داشته است و آن نگاه جامعی که ایشان به دین دارد که این هم نکته ای است که میشود از مبانی ایشان رشحاتی از این را به دست آورد و تسلط ایشان در مباحث فلسفی در عین این که ایشان اجتناب میکند از این که از دایره عرف و عرفیات خارج شود و نمی خواهد خارج شود اما در جاهایی که لازم است انسان می بیند صاحب مبنا حتی در مباحث فلسفی بوده است و همین مثال تشکیک در امور حقیقیه و اعتباریه را عرض کردم مرحوم آیت الله بروجردی با فحول اصولیین مثل مرحوم نائینی حائری عراقی اصفهانی معاصر بوده است. اگر بخواهیم بعد از مرحوم آخوند، پنج نفر از اصولیین طراز اول را معرفی کنیم این پنج بزرگوارند، نائینی، عراقی، اصفهانی، حائری و مرحوم محقق بروجردی اعلى الله مقامهم الشريف اينها استوانه های علم اصول بعد از آخوند خراسانی هستند.

روش اجتهادی آیت الله برود جردی در اصول:

روش اجتهادی مرحوم بروجردی در مباحث اصول متخذ از شیخ اعظم انصاری است یعنی کاملا روشن است که ایشان بر همان روش مرحوم شیخ در مباحث اصولی بودند چون بعد از شیخ هم مرحوم آخوند بر همان روش بودند بعد هم شاگردهای آخوند به این منوال بودند. نکته این است که در زمان حیات مرحوم بروجردی کتاب نهاية الاصول ایشان که چاپ میشود در نجف مورد توجه اعلام اصولیین قرار گرفته است و این خودش عظمت فقهی و اصولی حوزه علمیه قم را به ما نشان می دهد. مرحوم آیت الله شیخ حسین حلى طبق اجازه اجتهادی که نائینی بر او نوشته است صفوة المجتهدين العظام این تعبیر را دارند مرحوم حلی هیجده سال در بحث مرحوم نائینی حضور داشتند باز احفاد مرحوم نائینی نقل می کنند که از نائینی سوال کردند که در میان تلامذه ،شما چه کسی را افضل و همین مثال تشکیک در امور حقیقیه و اعتباریه را عرض کردم مرحوم آیت الله بروجردی با فحول اصولیین مثل مرحوم نائینی حائری عراقی اصفهانی معاصر بوده است. اگر بخواهیم بعد از مرحوم آخوند، پنج نفر از اصولیین طراز اول را معرفی کنیم این پنج بزرگوارند، نائینی، عراقی، اصفهانی، حائری و مرحوم محقق بروجردی اعلى الله مقامهم الشريف اينها استوانه های علم اصول بعد از آخوند خراسانی هستند.

روش اجتهادی آیت الله برود جردی در اصول:

روش اجتهادی مرحوم بروجردی در مباحث اصول متخذ از شیخ اعظم انصاری است یعنی کاملا روشن است که ایشان بر همان روش مرحوم شیخ در مباحث اصولی بودند چون بعد از شیخ هم مرحوم آخوند بر همان روش بودند بعد هم شاگردهای آخوند به این منوال بودند. نکته این است که در زمان حیات مرحوم بروجردی کتاب نهاية الاصول ایشان که چاپ میشود در نجف مورد توجه اعلام اصولیین قرار گرفته است و این خودش عظمت فقهی و اصولی حوزه علمیه قم را به ما نشان می دهد. مرحوم آیت الله شیخ حسین حلى طبق اجازه اجتهادی که نائینی بر او نوشته است صفوة المجتهدين العظام این تعبیر را دارند مرحوم حلی هیجده سال در بحث مرحوم نائینی حضور داشتند باز احفاد مرحوم نائینی نقل می کنند که از نائینی سوال کردند که در میان تلامذه ،شما چه کسی را افضل میدانید مرحوم حلی را به عنوان افضل تلامذه خودش قرار داده است. از مرحوم حلی دوازده جلد همین اواخر فقه و اصول ایشان منتشر شده است و وقتی انسان اصول مرحوم حلی را میخواند آنجا به مناسبتها، انظار مرحوم بروجردی را نقل میکند مثلا در جلد اول در صفحه ١٤٨ میفرماید و فی تقریرات درس بعض اعاظم العصر سلمه الله تعالی، کلامی را از مرحوم بروجردی نقل میکند باز در جلد ۱، صفحه ١٥٥ مطلبی را نقل میکند در جلد ۲ صفحه ٤١٦ میفرماید و قد تعرض بعض اعاظم العصر سلمه الله في درسه حسب ما حرمه عنه بعض تلامذته للوجوه الخمسة التي اوردها شيخنا على الكفاية»، گاهی هم می گوید مرحوم بروجردی اشکالاتی که نائینی بر کفایه داشته را مطرح کرده و می فرماید اشکالاتی که آقای بروجردی داشته اند بر این بوده است که همه تقریرات نائینی را ندیده است این تقریر را دیده و مستندش از آن تقریر بوده است. میخواهم بگویم این که در حوزه نجف در زمان حیات آقای بروجردی شاگردان طراز اول مرحوم نائینی مثل مرحوم شیخ حسین حلی در اصولشان مبانی اصولی آقای بروجردی را مطرح میکنند این کشف عظمت اصولی این مرد بزرگ دارد.

تصاویر
  • مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد فاضل لنکرانی در پیش کنگره نکوداشت حضرت آیت الله العظمی بروجردی با عنوان شکوه مرجعیت