Menu

اخبار کتابخانه

ﺳﻪشنبه 20 مهر 1400
تعداد بازدید: 621
تعداد نظرات: 0

کتابشناسی منابع اسلامی، نشست ششم: کتابشناسی کتاب «من لایحضره الفقیه»

ششمین جلسه از سلسله نشست های کتابشناسی منابع اسلامی روز شنبه17 مهر 1400 در تالار کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی و با حضور جناب حجت الاسلام و المسلمین سید حسن سجادی برگزار شد.

در این جلسه ایشان به معرفی و بیان کتابشناسی کتاب «من لایحضره الفقیه» نوشته شیخ صدوق پرداختند و گفتند: چهارمین کتاب از کتب اربعه، کتاب «من لایحضره الفقیه» تألیف مرحوم شیخ صدوق است. این کتاب به لحاظ اهمیت در رتبه دوم از کتب اربعه قرار دارد. باید به این نکته توجه داشت که شیخ صدوق از نظر زمانی مقدم بر مرحوم کلینی است، ولی بدلیل اختلاف مبانی که از جهاتی بین مرحوم صدوق و کلینی وجود داشت، مرحوم کلینی به کتاب «من لایحضره الفقیه« مراجعه زیادی نداشته و روایات کمی از آن نقل نموده است.

چند عامل منشأ این اختلاف بوده است:

  1. اساتید مرحوم صدوق و کلینی با یکدیگر تفاوت داشته اند. اساتید مرحوم صدوق هم از علمای اهل سنت بودند و هم از علمای شیعه، ولی مرحوم کلینی هیچگاه در محضر اساتید اهل تسنن درس نخوانده است و روایاتی که نقل کرده است را 100% از منابع شیعی استخراج کرده و شاید حدود یک درصد از کتب اهل سنت استفاده کرده باشد. این درحالی است که مرحوم شیخ صدوق بسیاری از روایات منقول را از کتب اهل سنت نقل کرده است. در این رابطه حتی برخی از علما به مرحوم شیخ صدوق طعنه می‌زنند که انتظار نمی‌رود کسی که مبانی فکری خود را از اهل سنت گرفته است، به سب النبی معتقد نباشد.
  2. جهت دوم در تفاوت مبانی فکری کلینی و صدوق این است که؛ شیخ صدوق سه دسته کتاب نوشته است: کتب فقهی(من لایحضره الفقیه)، کتب اخلاقی(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، خصال، امالی و ...) و دسته دیگر کتب دعایی(کتبی که روایات علی بن موسی الرضا علیه السلام را نقل می کند). روایاتی که در این سه دسته کتاب نقل شده است، هم از منابع اهل سنت و هم از منابع شیعه است. این مسئله برای مرحوم کلینی خوشایند نبود و چون کتاب کافی از این جهات متقن تر است، با وجود اینکه زمان آن بعد از «من لایحضره الفقیه» است ولی از لحاظ اهمیت از آن پیشی گرفته است. لذا «من لایحضره الفقیه» بعد از کتاب کافی در مرتبه دوم قرار دارد.

سبب تألیف کتاب:

از آنجایی که شیخ صدوق در قرن سوم هجری می زیسته، پس از شهادت امام رضا «علیه السلام» به مدت دوسال در نیشابور به جمع آوری روایات مربوط به علی بن موسی الرضا پرداخت و محصول آن کتابی تحت عنوان «عیون اخبار الرضا» شد. در این راستا به چندین روایت برخورد نمود که در درستی آن شک کرد. راوی آن در شمال افغانستان، در اطراف مزارشریف در منطقه‌ای به نام ییلاق شادیان زندگی می‌کرد. شیخ صدوق برای یافتن راوی، از نیشابور راهی آن منطقه شد. در آنجا با شخصی به نام سید نعمت الله افغانی آشنا شد که ایشان اهل مطالعه و حدیث بود. وی از تألیف کتابی توسط اهل سنت خبر داد با عنوان «من لایحضره الطبیب» که بوسیله محمدبن زکریای رازی تألیف شده بود. وی با استفاده از این کتاب به طبابت جسمی و روحی مردم می‌پرداخت و فتاوای عجیب صادر می کرد. سید نعمت الله به مرحوم شیخ صدوق پیشنهاد داد کتابی تحت عنوان «من لایحضره الفقیه» در مقابل آن کتاب تألیف کند. این پیشنهاد برای وی خوشایند آمد و چهارسال در منطقه ییلاق شادیان اقامت کرد و خمیرمایه کتاب را در آنجا نوشت.

چاپهای مختلف این کتاب:

این کتاب حدوداً 12 الی 13 چاپ مختلف دارد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

  1. چاپ سنگی قطع رحلی 7جلدی که در کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی موجود است.
  2. چاپ بیروت یک جلدی که بسیار قطور، شکیل و زیباست.
  3. چاپ بیروت دو جلدی که توسط انتشارات اهلبیت علیهم السلام چاپ و منتشر شده است.
  4. چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که 4 جلدی است و در کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی موجود است.
  5. چاپ دارالکتب السلامیه که با ترجمه فارسی مرحوم علی اکبر غفاری در 6جلد منتشر شده است.

شروح مختلف این کتاب:

این کتاب یک شرح فارسی دارد که توسط محمدتقی مجلسی(مجلسی اول) نوشته شده است، این شرح با عنوان «لوامع صاحبقرانی» در 8 جلد چاپ شده است.

تا کنون  24 شرح بر این کتاب نوشته شده است. مهمترین شرح این کتاب که در دسترس همگان است کتاب «روضه المتقین» اثر محمدتقی مجلسی معروف به مجلسی اول است. این کتاب به جهت اهمیت زیادی که داشت، توسط محمدحسین کوشانپور به صورت رایگان چاپ شد و به طلاب هدیه داده شد. در سالهای پس از انقلاب نیز چاپ دیگری نیز از آن در سه جلد منتشر شده است.

از شرحهای دیگر آن می توان به «معاهد التنبیه فی شرح من لایحضره الفقیه» تألیف یکی از نوادگان شهید ثانی اشاره کرد. همچنین کتاب «معراج النبیه فی شرح من لایحضره الفقیه» اثر محدث جزائری است و متاسفانه این شرح کامل نیست. بهترین شرح فارسی این کتاب ، شرح مرحوم علی اکبر غفاری است که چاپ شده است و کامل و بروز است.

اهمیت این کتاب:

این کتاب یکی از کتابهای خوشنام شیعه است. تنها کتابی است که یک ردیه هم بر آن نوشته نشده است. حتی اهل سنت هم هیچ ردی بر آن ننوشته اند. از آنجایی که هم نکات اخلاقی و هم نکات فقهی را شامل می شود، در بین خطبا و علما از جایگاه ویژه و ارزشمندی برخوردار است.

از دلایلی که بر این کتاب، ردیه نوشته نشده است می توان به دو دلیل عمده و مهم اشاره کرد:

  1. غالب روایاتی که در این کتاب نقل شده است، شامل: احکام شرعی، اخلاقیات و بحث مقتل است. ایشان کتابی با عنوان مقتل صدوق دارند که متأسفانه از بین رفته است.
  2. بسیاری از راویان که از آنها در کتاب نقل شده مشترک بین شیعه و اهل سنت هستند.

در گذشته اگر روایتی از راوی شیعه و در کتب اهل سنت یافت می شد، صرفاً به جهت اینکه از کتاب اهل سنت نقل شده، رد می کردند. به همین دلیل و برای جلوگیری از این مسئله، آیت الله العظمی بروجردی کتاب «اسانید من لایحضره الفقیه» را نوشتند، در حقیقت در این کتاب بیشتر اساتید شیخ صدوق بررسی شده اند و یکی از کارهای مهمی که آیت الله العظمی بروجردی انجام دادند، جداسازی و شناسایی راویان سنی و شیعه از یکدیگر بود و نیز راویهائی که مشترک بین شیعه و اهل سنت هستند معرفی شدند.

نکته مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه چرا آیت الله العظمی بروجردی برای کتاب من لایحضره الفقیه هم مثل سایر کتب، اسانید نوشتند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت، یک نقص مشترک که بین همه کتب آن زمان وجود داشت اینکه راویانی که در همه این کتابها از آنها نقل شده بود، طبقه بندی نشده بودند و تا آن زمان نیز کسی به فکر نیفتاده بود که این طبقه بندی را انجام دهد. آیت الله العظمی بروجردی به خاطر اینکه اعتبار این کتاب را حفظ کند و شبهه و شائبه های موجود علیه مرحوم صدوق را از بین ببرد، کتاب اسانید من لایحضره الفقیه را تألیف نمودند. به این ترتیب که هم طبقه بندی روات را انجام دادند و هم اساتید ایشان را مشخص نمودند که کدام یک از آنها مشترک بین شیعه و اهل سنت و کدام شیعه هستند و هم سندهای مجهول را شناسایی کردند.

تهیه و تنظیم: بنت الهدی موحدی محب

تصاویر
  • کتابشناسی منابع اسلامی، نشست ششم: کتابشناسی کتاب «من لایحضره الفقیه»