Menu

اخبار کتابخانه

چهارشنبه 07 آبان 1399
تعداد بازدید: 819
تعداد نظرات: 0

حجت الاسلام والمسلمین رضا مختاری: کتابدار، باید کتابشناس و علاقه مند به پژوهش و خدوم باشد

در ادامه سلسله برنامه های تاریخ شفاهی کتابخانه ها که به همت کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی برگزار می شود، مورخ 22 شهریورماه 1399 سالن اجتماعات این کتابخانه میزبان حجت الاسلام والمسلمین رضا مختاری، محقق، کتابشناس و نسخه پژوه موسسه کتابشناسی شیعه بود. در ادامه گزیده ای از خاطرات ایشان پیرامون تحقیق و پژوهش و فعالیت در این موسسه را می خوانید:

بنده رضا مختاری متولد سال 42 در رضوان شهر اصفهان هستم. تا اول راهنمایی در این شهر درس خواندم. سال بعد از اول راهنمایی کارگری کردم، برای اینکه هزینه تحصیل در حوزه را بدست بیاورم.

شهریور سال 56 وارد حوزه شدم. دلیل اصلی ورودم به حوزه شاید این بود که برادر بزرگتر من چهار سال زودتر از من به حوزه آمده بود.

به قم آمدم و در مدرسه آیت الله گلپایگانی مشغول به تحصیل شدم. سکونت ما هم در مدرسه حاج ملاصادق بود. در کنار درس های مدرسه، درس های خارج از مدرسه را هم شرکت می کردم که مهم ترین آن، درس های مرحوم مدرس افغانی، مرحوم فشارکی، حاج آقای اسماعیلی، حاج آقای عباسی، آیت الله صلواتی، آیت الله استادی، مرحوم آیت الله شیخ حسین کریمی، آقای عالمی، آشیخ حسین رضوانی، آقای صالحی افغانستانی، آیت الله انصاری شیرازی، آیت الله حسن زاده آملی، آیت الله تبریزی، آیت الله وحید خراسانی، مرحوم آیت الله آسید حسین شمس خراسانی، آیت الله مظاهری، آیت الله شب زنده دار، آیت الله بهاء الدینی، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، مرحوم آیت الله پایانی، مرحوم آیت الله اشتهاردی و ... بود.

در کنار درس های رسمی حوزوی، درس روش پژوهش و آشنایی با نسخ خطی و کتابخانه و... را عمدتا از چند بزرگوار یاد گرفتم. یکی آقا عزیز طباطبایی بود که در زمینه آشنایی با نسخه و فهرست و روش تصحیح متون و اطلاع از شخصیت ها و کتابخانه ها از ایشان خیلی استفاده کردم.

در مرحله بعد آیت الله استادی بود. همچنین آیت الله شبیری زنجانی بودند. استفاده ما غالبا غیر رسمی بود، یعنی جلسات عصر یا شبانه دفتر، یا رفت و آمدهای قبل از نماز. همچنان ادامه دارد و طولانی ترین استفاده بوده است.

همچنین از مرحوم آیت الله روضاتی در اصفهان، که اهل نسخه و فهرستنگاری و فهرستنویسی بود، هم غیر از استفاده های حضوری، بهره های فراوانی بردیم. از محضر ایشان در حوزه نسخه شناسی و تصحیح متون و امثال اینها استفاده می کردیم.

شب های پنج شنبه و جمعه خدمت آیت الله اشتهاردی در مدرسه فیضیه، کتاب منیه المرید را می خواندیم. در آن زمان یکی از ترجمه های کتاب منیه المرید منتشر شد. ترجمه آقای سید محمدباقر حجتی بود. در ترجمه ایشان من یک ملاحظات و اشتباهاتی دیدم، نامه ای راجع به آن ملاحظات و اشتباهات خدمت ایشان نوشتم، ایشان هم در جواب نامه، خیلی تشکر کرد، برخی از موارد را پذیرفت و برخی را هم ظاهرا جواب داد و این فتح باب ورود به منیه المرید و نقد علمی و امثال اینها شد.

همان زمان، مجله کیهان فرهنگی چاپ می شد. کیهان فرهنگی، بخشی با عنوان نقد کتاب داشت، از اینجا متوجه اهمیت نقد کتاب و نامه نگاری علمی شدم.

در کتابفروشی آقای بیدارفر مجله نشر دانش را دیدم و آشنا شدم. بعدها مقاله هم زیاد به این مجله فرستادم و چاپ شد. شاید از میان طلبه ها، کسی که بیشترین مقاله را در پانزده سال اول این مجله، چاپ کرده باشد، بنده باشم، البته دوستان دیگر هم بودند، ولی کمتر می نوشتند. خود نشر دانش هم باعث شد که ما با نقد کتاب آشنا شویم. با ویراستاران درجه یک مانند مهندس معصومی و سمیعی گیلانی آشنا بشویم. ویرایش را هم من یک مقداری از همان مجله یاد گرفتم.

همچنین نقدی بر جوامع الجامع، تصحیح آقای گرجی را نوشتم. همین ها باعث شد که من به کتابخانه و نسخه خطی و... رو بیاورم. اولین تصحیح منیه المرید، تصحیح خوبی نبود. سراغ تصحیح این کتاب رفتیم. برای تصحیح این کتاب مرحوم آقا عزیز طباطبایی خیلی تشویق و کمک کرد. بهترین نسخه منیه المرید در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بود، چون خط شهید ثانی هم روی آن بود، ما مجبور شدیم که به خود کتابخانه برویم و مقابله کنیم.

چند کتابخانه خیلی به ما کمک کردند، و اگر اینها نبود، به هیچ وجه کارهای ما پیش نمی رفت. یکی از این کتابخانه ها، کتابخانه مرحوم آیت الله مرعشی بود. هر نسخه ای که خواستیم، به ما دادند. هر وقت که مراجعه کردیم، با روی خوش و در بخش محققین و غیر محققین استفاده کردیم. در کارهای تصحیحی بیشترین استفاده من از آیت الله مرعشی(ره) بود.

همان موقع که ما منیه المرید را تصحیح می کردیم، یا بر بعضی از کتاب ها نقد می نوشتیم، از جمله هدیه الرازی شیخ آقا بزرگ تهرانی، ترجمه فارسی آن چاپ شده بود. من مشغول نوشتن نقدی بر ترجمه این کتاب بودم. برخی از موارد آن را متوجه نمی شدم، همچنین برخی موارد که راجع به منیه المرید و شهید ثانی بود را متوجه نمی شدم. خدمت آیت الله مرعشی رسیدم. خیلی ساده و بی پیرایه و بدون وقت قبلی و... به منزل ایشان رفتم. ما برای گرفتن کارت از کتابخانه آیت الله مرعشی، دیر اقدام کرده بودیم. آن زمان هنوز معمم نبودم، چون معممین بدون کارت مراجعه می کردند. خدمت ایشان که رسیدم، همین قصه را عرض کردم که ما برای کتابخانه کارت می خواهیم و گفته اند که تمام شده است. فرمودند که همین الان پیش آقای مشرف بروید و بگویید که به شما کارت بدهد. ایشان هم همان موقع فوری یک کارت برای من صادر کرد. این مطلب خیلی درس دارد که یک مرجعی مانند آیت الله مرعشی –پیرمرد- با یک طلبه – فکر می کنم که سال سوم یا چهارم حوزه یعنی سال 61 یا 62 بود- هم به سوال او جواب بدهد، و هم به سوالات غیر فقهی جواب بدهد، مثلا معنای فلان عبارت چه هست. درس زیادی در رفتار ایشان است که متاسفانه مغفول شده و کسی کمتر به این جنبه های اخلاقی این بزرگان توجه می کند.  

استاد عبدالحسین حائری، در کتابخانه مجلس هم همه گونه همکاری و همراهی داشت. حتی نسخه های فهرست نشده را که می خواستیم، عکس آنها را به ما می داد.

وقتی که غایه المراد، شهید اول را تصحیح می کردیم، مرحوم آقا عزیز طباطبائی فرمودند که بهترین نسخه غایه المراد، یا یکی از بهترین نسخه ها، در کتابخانه مجلس است و هنوز فهرست نشده است، آن را از آقای حائری تقاضا کردیم، ایشان هم حافظه شان قوی بود، فوری می دانست که کدام نسخه و الان کجاست، این نسخه را عکس گرفت و به ما داد.

همچنین کتابخانه آستان قدس رضوی، آن زمان، جناب آقای رمضانعلی شاکری مدیر کتابخانه بود، هر کتاب و نسخه ای را که می خواستیم، برای ما عکس می گرفت و می فرستاد. هیچ وقت مضایقه نکردند.

ولی دو کتابخانه ای که برای درس و کتاب های درسی زیاد مراجعه می کردیم، یکی کتابخانه مسجد اعظم بود، و دیگری کتابخانه فیضیه. شروح کتاب های درسی که آن موقع زیاد مورد توجه ما بود، در همین کتابخانه ها بود. کتابدارهای مسجد اعظم فکر می کنم یکی مرحوم آقای آل اسحاق بود که همه کتاب ها را می شناخت. آقایان مسلط بودند که کتاب کجا است و اصلا معطل نمی کردند و فورا می آوردند.

در کتابخانه دارالتبلیغ و کتابخانه آیت الله گلپایگانی هم آقای عرب زاده خدمات زیادی داشتند، هر وقت که کاری داشتیم، مشکل کتابخانه ای و مراجعه داشتیم، ایشان همراهی و مساعدت می کردند.

با آیت الله استادی از اینجا آشنا شدم که ایشان در مدرسه آیت الله گلپایگانی در صفائیه تدریس می کردند. از آنجایی که ایشان اهل نسخه خطی و کتابخانه و اینها بود، من جلد اول سیمای فرزانگان را که نوشته بودم، هنگام نوشتن، زیاد از ایشان مشورت می گرفتم، بعد هم که پیش نویس نسخه اولیه آماده شد، به ایشان دادم و قبل از چاپ خواندند.

همان زمان ایشان کتاب نفس المهموم محدث قمی را تصحیح می کردند. اولین کار تصحیحی من مقابله فرم های این کتاب بود. بعد از این کتاب، آیت الله استادی، کتاب فیض القدیر فی ما یتعلق بحدیث الغدیر محدث قمی را که تا آن زمان چاپ نشده بود، کار می کرد. این کتاب را به ما دادند که ما آن را استنساخ کنیم و منابع آن را برای چاپ تلخیص کنیم.

کتاب الدّر النظیم فی لغات القرآن العظیم محدث قمی هم تا آن زمان چاپ نشده بود. این کتاب شرح مختصر لغات قرآن بود. خیلی فشرده و کوچک. این کتاب را هم به ما دادند و به همان شکل کتاب قبلی تصحیح کردیم.

در مورد استفاده از آیت الله شبیری زنجانی باید بگویم جلد اول سیمای فرزانگان که تالیف شد، خدمتشان دادم. هر سوالی که ما در کتاب های تراجم داشتیم، جزئی، کلی، پیش پا افتاده، همه نوع سوالی را از ایشان می پرسیدیم. این بزرگوار هم با بزرگواریشان همراهی می کردند و جواب می دادند، نمی گفتند که مثلا من وقت ندارم، یا این چه سوالی است، خودتان بروید مراجعه و مطالعه کنید. در همه جهات از ایشان استفاده می کردیم.

سابقا مجموعه رساله های مختلف در موضوعات مختلف چاپ می شد. یکی از رفقای ما پیشنهاد کرد که خوب است رساله هایی در موضوع واحد  به صورت یکجا چاپ شود. در این راستا من مقاله ای با عنوان ضرورت احیای میراث فقهی در مجله آئینه پژوهش چاپ کردم. مقصود مقاله این بود که آثار فقهی چاپ نشده در موضوع واحد، یکجا تصحیح و عرضه شود که هم آثار فقهی در معرض استفاده باشد، و هم کار فقه پژوهان راحت شود، یعنی منابع به صورت یکجا در اختیارشان باشد. دیدیم که کسی متفکل این کار نشد، بنابراین، خودمان با آشیخ محسن صادقی این کار را شروع کردیم و اولین موضوعی که به ذهنمان رسید، احیاء رساله های غنا و موسیقی بود. گفتیم که آثاری که علمای شیعه راجع به این موضوع تا به حال تالیف کرده اند، را تصحیح و چاپ کنیم.

به الذریعه شیخ آقا بزرگ تهرانی مراجعه کردیم، متوجه شدیم که حدود ده دوازده رساله راجع به غنا و موسیقی معرفی کرده است. گفتیم که این تعداد رساله حدود 500 صفحه خواهد شد و یک ساله کار آن تمام می شود. وقتی که وارد کار شدیم، متوجه شدیم که رساله های دیگری هست که در الذریعه نیامده است، به خصوص مرحوم آقاعزیز طباطبائی رساله هایی را معرفی می کرد. این کار طول کشید تا اینکه سی رساله شد. چهار سال تقریبا کار آن طول کشید.

در مقدمه طرح احیای میراث فقهی من چهل موضوع را از موضوعات مبتلابه پیشنهاد کردم که این موضوعات شایسته بحث و تحقیق و جمع آوری رساله ها و تحقیقات فقها است.

هدف اصلی از میراث فقهی این بود که اولا آثار فقهی گذشتگان احیاء شود، و ثانیا منابع فقهی در اختیار فضلا و مدرسان درس خارج قرار بگیرد که برای پیدا کردن مطلب و مراجعه به منابع وقت آنها گرفته نشود. از این کار خیلی استقبال شد. به طوری که برخی از بزرگان از جمله آیت الله خرازی فرمودند که شما 50 درصد کار فقیه را انجام دادید. یعنی دیگر وقت فقیه صرف تتبع و پیدا کردن مطالب نمی شود.

بزرگان دیگر هم خیلی تشویق کردند. آیت الله جوادی آملی خود کتاب را به سر درس می بردند و مطالب فقها را از روی کتاب می خواندند.

مقام معظم رهبری علاوه بر اینکه در درس از کتاب اسم بردند و تشویق کردند، بخش حدیث میراث فقهی را کلا از روی این کتاب، خواندند. در درس خارج، یکی از کتاب هایی که همیشه کنار دستشان است، همین کتاب غنا و موسیقی است.

بعد از کتاب غنا و موسیقی، به بحث رویت هلال پرداختیم. کار آن ده سال طول کشید و در 5 جلد چاپ شد. خیلی از آن استقبال شد، به طوری که دفتر تبلیغات و بوستان کتاب که ناشر آن بود، سه بار تجدید چاپ کرد.

کتاب الذریعه شیخ آقا بزرگ تهرانی خود یک شاهکار است و آن را باید یک کرامت از شیخ آقا بزرگ تهرانی در آن زمان به حساب آورد. ایشان با کمبود وسایل و نبود فهرست ها، چنین اثر بزرگ و مهمی را پدید آوردند. الان ما این همه فهرست نسخه خطی در ایران داریم، اما زمانی که شیخ آقا بزرگ تهرانی شروع به تالیف الذریعه کرد، ظاهرا شاید فقط یک جلد فهرست از آستان قدس رضوی چاپ شده بود، شاید آن هم چاپ نشده بود. اصلا از کتابخانه ها فهرستی نبوده است. شیخ آقا بزرگ با چه زحمت و مشقتی این کار را پیش برد و در زمان خودش، بی نظیر است. ما دیدیم که در الذریعه مثلا یک سوم رساله های غنا یا رویت هلال معرفی شده است، معلوم می شود که حجم میراث علمی ما خیلی بیشتر از اینها است. آنچه در الذریعه و کتابشناسی های دیگر آمده است، مشتمل بر همه آثار گذشتگان نیست. از این جهت، من مقاله دیگری با عنوان طرحی در باب تدوین کتابشناسی کتب شیعه نوشتم که در مجله آئینه پژوهش چاپ شد. حاصل حرف این بود که الذریعه در زمان خودش شاهکار بوده است، ولی الان برای ما کافی نیست. گفتیم که باید کار الذریعه الان ادامه پیدا کند و روزآمد بشود.

 این مقاله را چند جا هم عرضه کردیم، از جمله به دفتر تبلیغات دادیم، اما آنها موافقت نکردند. این طرح را به آیت الله هاشمی شاهرودی پیشنهاد دادیم. آیت الله هاشمی فرمودند که فعلا شما طرح مبسوط آن را بنویسید که ما این طرح را چاپ کنیم. همان مقاله دو سه صفحه ای را من گسترش دادم و یک کتاب شد. کتاب طرح تدوین کتابشناسی بزرگ شیعه. اجرایی شدن این طرح را به جاهای مختلف پیشنهاد می کردیم، ولی چون کار، کار بسیار سنگینی بود، کسی زیر بار نمی رفت. با خیلی از بزرگان مشورت کردیم، در مورد خود این کار خیلی ها تشویق کردند. از جمله آیت الله شبیری زنجانی اصل این کار را لازم دانستند و کار را تشویق کردند. با استاد محمدرضا حکیمی مشورت کردیم. خیلی تایید کردند. آقای شفیعی کدکنی، دکتر مهدی محقق، ایرج افشار و دیگران، اصل کار را ضروری دانستند. تا اینکه در سال 85 خودمان موفق به تشکیل این موسسه شدیم.

وقتی وارد کار شدیم، دیدیم که بسیاری از کارهای مقدماتی باید انجام شود. تا اینکه این کتابشناسی بزرگ شیعه درست از کار دربیاید و مواد و منابع آن آماده باشد. مثلا متوجه شدیم که بسیاری از کتاب هایی که قرار است منبع این کار باشد، تصحیح درستی ندارد. اگر ما بخواهیم که کتابشناسی شیعه را تدوین کنیم، باید منابع در اختیار باشد. یک مقوله، تصحیح کتاب هایی بود که چاپ محققانه ندارد. مقوله دیگر کتاب هایی بود که اصلا چاپ نشده است و راجع به تراث شیعه و شخصیت های شیعه است که آنها را هم شروع به تصحیح و چاپشان کرده ایم.

از طرف دیگر دیدیم که بسیاری از تحقیقات معاصرین در زمینه کتابشناسی و شخصیت شناسی در اختیار و در دسترس نیست. اینها هم باید جمع آوری شود. در یک کلمه، هر کسی که از ما می پرسید که کار موسسه کتابشناسی بزرگ شیعه، چه است؟ می گفتم که ادامه حیات و تداوم حیات الذریعه و اعیان الشیعه است. یعنی شخصیت شناسی و کتابشناسی. از این جهت کارهای متنوعی را در کنار تشکیل پرونده علمی و در کنار تهیه مدخل های این کتابشناسی بزرگ شیعه شروع کردیم.

همچنین متوجه شدیم که خیلی از کتابخانه های شخصی شیعه است که آنها هم فهرست نشده است و بدون فهرست شدن آنها نیز کار ما ناقص است، شروع به فهرستنویسی منابع خطی کتابخانه های خصوصی هم کردیم.

در این پروژه، مشکلی از جهت همراهی و هم فکری نداشتیم، مشکل عدم وجود امکانات و امثال اینها بوده است. قبل از شروع کار، آیت الله استادی فرمودند که کتاب طرح تدوین کتابشناسی بزرگ شیعه را در دو صفحه خلاصه کنید، من خدمت مقام معظم رهبری می دهم. آقا فرموده بودند که موافقم و این کار خوبی است. وقتی که فرمودند که موافقم و طرح خوبی است، ما شروع کردیم. هزینه اولیه تاسیس موسسه را هم پرداختند و همواره هم برای طرح ها و کارهای ما مشوق بودند.

 آیت الله صافی گلپایگانی، به صورت یکجا تصویر کل مخطوطات کتابخانه ممتاز العلما در هند را خریدند و در اختیار موسسه قرار دادند. همچنین تصویر نسخ بعضی دیگر از کتابخانه های هند. الحمدالله تشویق های مراجع و علمای بزرگ را در این طرح داشتیم. از آیت الله سیستانی گرفته تا آیت الله صافی و مقام معظم رهبری، و دیگر آقایان.

در مورد کتابخانه موسسه باید بگویم که ما به جایی رسیدیم که متوجه شدیم باید کتاب های موردنیازمان که کتاب های مرجع است را تهیه کنیم و تا به الان حدود 40 هزار جلد کتاب تهیه کرده ایم که عمدتا فهرست های نسخه های خطی از داخل و خارج، دایره المعارف ها، کتاب های تراجم، شرح حال، تاریخ علم و امثال اینها است. همچنین مجلات زیادی را هم فراهم کردیم. در واقع در موسسه کتابشناسی شیعه یک کتابخانه تخصصی کتب مرجع تشکیل شده است.

از جمله کارهای بر زمین مانده که کلید پژوهش است، این است که خیلی از کتابخانه ها هنوز همه مخطوطاتشان فهرست نشده است. مثل کتابخانه آیت الله مرعشی یا کتابخانه آستان قدس. همچنین در عراق، کتابخانه های زیادی داریم که هنوز فهرست نشده است. همینطور کتابخانه های خصوصی و شخصی. در سال های گذشته، کتابخانه آستان قدس، خیلی از کتابخانه های شهرستان ها را عکسبرداری می کرد، در مجموع این کار خوبی بود.

هر کتابخانه ای بتواند، در وهله اول، نسخه های خطی کتابخانه های شخصی و دور افتاده و فهرست نشده را تصویربرداری کند که از معرض تلف بودن مصون باشد، این قدم بزرگ و کار بسیار مهمی است.

روزنامه ها و مجلات فراوان فارسی و اردو در این دو سه قرن اخیر در هندوستان چاپ می شده است، که اینها الان در اختیار ما نیست و مطالب بسیار زیادی راجع به این شخصیت ها در این منابع وجود دارد. مثلا در مورد روزنامه حبل المتین که مجدد چاپ شده و در کتابخانه موسسه کتابشناسی شیعه هم هست. خدا  آیت الله صافی را حفظ کند، که با حمایت ایشان، کتابخانه ممتاز العلمای لکنهوی هند در اختیار ما است.

در مورد نقش مدیران و کتابداران کتابخانه ها در اینگونه فعالیت ها باید گفت، وقتی که متصدی یک کتابخانه خودش اهل علم و کتاب و پژوهش نباشد، مشکلات پیش خواهد آمد. ولی بحمدالله همکاری در کتابخانه های قم، خیلی خوب است و ما هم زیاد استفاده کرده ایم. مدیران کتابشناس و خدوم در این زمینه ها مهمترین نقش را دارند. کتابدار و مسئول کتابخانه اگر اهل کتاب باشد، می تواند، بیشترین خدمت را به پژوهشگر بکند. کتابدار باید کتابشناس و علاقه مند به پژوهش و خدوم باشد که می تواند بیشترین راهنمایی را برای پژوهشگران داشته باشد.

در بحث کتابخانه هایی که منابع آنها فهرست نشده است نکته دیگر این است که مرحوم استاد حائری می گفتند و دوستان دیگر هم پیشنهاد کردند که بسیاری از فهرست های کتابخانه های فهرست شده باید بازنگاری و بازنگری بشود. چون آن زمانی که فهرست مخطوطات نوشته می شد، خیلی از منابع در اختیار نبود و خیلی از مخطوطات فهرستنگاری نشده بود. طبعا وقوع اشتباه عادی بود. الان در فهرست ها بسیار اشتباه رخ داده است و مقصر هم فهرستنگار نیست. علت این است که خیلی از کتابخانه ها فهرست نشده بود، خیلی از منابع معرفی نشده بود.

زمان برگزاری کنگره شیخ مفید، آیت الله استادی پیشنهاد کردند که مخطوطات شیخ مفید در کتابخانه آیت الله مرعشی معرفی شود. حاج آقا محمود مرعشی، مدیر کتابخانه هم استقبال کردند، و ما با همکاری آشیخ حسین شفیعی به این کار پرداختیم.

بنده تا به حال دو فهرست نوشته ام. یکی فهرست نسخه های خطی شیخ مفید و دیگری فهرست مخطوطات مدرسه آیت الله علوی خونسار. بیش از این موفق به فهرستنگاری نشده ام. اما فهرست نسخه های خطی زیادی را خواندم. یکی از کارهایی که در تصحیح متون باید انجام داد این است که همه نسخه های آن کتاب مورد تصحیح باید بررسی شود، و به یکی دو نسخه اکتفاء نشود.

تصاویر
  • حجت الاسلام والمسلمین رضا مختاری: کتابدار، باید کتابشناس و علاقه مند به پژوهش و خدوم باشد