Menu

اخبار کتابخانه

چهارشنبه 30 مهر 1399
تعداد بازدید: 889
تعداد نظرات: 0

کارگاه روش تدوین پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکترا (نشست چهارم): فرضیه

یک پژوهشگر در ادبیات پژوهش و نگارش خود به اینگونه می نویسد، حتی در زمانی که به صورت شفاهی صحبت می‌کند: به نظر می رسد...، فکر می‌کنم که...، احتمالاً...، آنطور که مطالعه کرده‌ام...، براساس مطالعات پژوهشگر... و ... سعی کنید همیشه با تردید مطالب را عنوان کنید و هیچ وقت قطعی و مطلق صحبت نکنید، چرا که در پژوهش اصلاً قطعیت وجود ندارد. به دلایل مختلف ممکن است عواملی وجود  داشته که متوجه آن نشده ایم، ممکن است جامعه پژوهش مشکلی داشته است. لذا هیچ چیز قطعی نیست.

در عنوان پژوهش، عنوان اصلی و عنوان فرعی با علامت(:) از یکدیگر جدا می‌شوند و هیچ گاه در عنوان پایان نامه یا رساله از پرانتز () استفاده نمی‌گردد. عنوان فرعی توضیحی است برای عنوان اصلی

قبل از بیان مسئله باید مقدمه ابتدا نوشته شود و در ادامه آن به بیان مسئله بپردازید.

پایان هر پاراگراف باید ارجاع وجود داشته باشد، البته گاهی پیش می آید که پژوهشگر با مطالعه منابع متعدد، اطلاعاتی به دست می آورد که به مرور تبدیل به دانش ضمنی وی می شود و باید در نوع نگارش این مسئله نشان داده شود که این مطالب را دقیقاً از منبعی خاص ذکر نکرده است و از اطلاعات زمینه ای خود پژوهشگر است. اما گاهی اتفاق می افتد که یک ادعای بزرگ مطرح می شود که حتما باید با استناد به منابع معتبر در آن زمینه آن را بیان و اثبات نمود. لذا نیاز به استناد دارد. البته برخی اساتید و متخصصان عقیده دارند که در رساله دکترا پاراگراف اول باید حرف خود پژوهشگر و برگرفته از دانش ضمنی وی باشد و سعی گردد این مطلب در شیوه بیان مشخص شود. اما اگر بخواهیم با قطعیت مطلبی را عنوان کنیم و به صورت پارافریز بیاوریم حداقل باید از یک ساپورتر و پشتیبان برای اثبات ادعای خود بیاورید.

در نگارش تا می توانید از سوم شخص و یا از افعال مجهول استفاده کنید. بخصوص در قسمت بیان مسئله حتما باید افعال مجهول به کار برده شود.

در بیان مسئله باید چالشی مطرح شود و نشان داده شود که به آن پرداخته نشده، و بدون پاسخ و راه حل مانده است و تمرکز بر روی همان چالش باشد. باید به صورت یک فرایند پیوسته بیان گردد و پیوستگی بین مطالب وجود  داشته باشد. در بیان مسئله باید چالش بین متغیر وابسته و مستقل را نشان دهید.

هدف پژوهش دقیقا باید مطابق با عنوان باشد، فقط واژه هایی مانند: بررسی، مطالعه، تاثیر و ... از عنوان حذف گردد.

برخی از نظریات مانند نظریه دکتر دلاور بر این عقیده است که دقیقاً هدف با عنوان منطبق باشد و فقط بجای کلمه «بررسی»، از کلماتی همچون: «تبیین»،«تعیین»،«شناسایی» و ... استفاده شود. برخی دیگر بر این عقیده اند که اگر از لحاظ معنایی بر یکدیگر منطبق باشند، کافی است. حتی اگر واژگان آن یکسان نباشند. اما چالشی که وجود دارد اینکه ممکن است با تغییر واژگان معنی و مفهوم نیز تغییر پیدا کند و این درست نیست.

پرسشهای پژوهش نیز دقیقاً مانند اهداف هستند فقط حالت پرسشی دارند، چرا که پرسشهای مطرح شده بر اساس اهداف تبیین شده پژوهش است و باید کاملا بر هم منطبق باشند. معمولاً ابتدا اهداف ذکر می شود و بعد پرسشها.

فرضیه پژوهش، حدس و گمان پژوهشگر  نسبت به رابطه بین متغیرهای وابسته و مستقل مورد مطالعه در پژوهش است. چالشی در این قسمت وجود دارد تحت عنوان فرضیه سازی به این شکل که در پژوهش چیزی به اسم فرضیه وجود نداشته است ولی دانشجو فرضیه می سازد. با توجه به تعریف فرضیه، حدس و گمان زمانی به وجود می آید که پژوهشگر در آن زمینه مطالعات تخصصی انجام داده باشد، این حدس و گمان نسبت به نتایج است. لذا باید دقت شود که فرضیه سازی صورت نگیرد. چالش دیگری که با آن روبرو هستیم اینکه، برخی اساتید می گویند پژوهش بدون فرضیه معنا ندارد که البته از نظر ایده آل صحیح است و بنابر تقسیم بندی پژوهشها به راستین و سفارشی، پژوهشهای راستین دارای فرضیه هستند زیرا کسی که مطالعه زیادی در حوزه ای دارد، می تواند حدس و گمان هم در مورد متغیرها داشته باشد، اما کسی که پژوهش سفارشی انجام می دهد نمی تواند حدس و گمان بزند و فرضیه بسازد. ولی به طور کلی فرضیه برای پژوهش اجباری نیست. اگر واقعا حدس و گمان دارید از فرضیه استفاده کنید و اگر ندارید اصلا اجباری نیست.

انواع فرضیه، به طور کلی از دیدگاه تدوین رساله و پایان نامه برای فرضیه دو نوع تقسیم بندی داریم: یکی فرضیه پژوهشی و دیگری فرضیه صفر یا آماری. فرضیه ها از دیدگاههای مختلف تقسیم می شوند، فرضیه توصیفی و فرضیه تحلیلی از انواع دیگر تقسیم بندی فرضیه ها هستند.

فرضیه پژوهشی: حدس و گمانی است که یک پژوهشگر نسبت به روابط بین متغیرهای مورد مطالعه دارد و می تواند نتایج را حدس بزند. این فرضیه، خود دو نوع دارد: جهت دار و بدون جهت. فرضیه پژوهشی جهت دار را تک دامنه و بدون جهت را دو دامنه نیز می گویند.

فرضیه جهت دار یا تک دامنه، تاثیر یک متغیر را بر یک یا چند متغیر دیگر حدس می زند که کاهش می دهد یا افزایش. زمانی که پژوهشگر برای حدس و گمان خود دلایل کافی دارد، می تواند از فرضیه جهت دار استفاده کند.

فرضیه بدون جهت یا دو دامنه، فقط بیان می کنیم که رابطه معناداری بین متغیرها وجود دارد. حال ممکن است یکی بر دیگری تاثیر بگذارد. زمانی که از کاهش یا افزایش صحبت شود، فرضیه جهت دار و اگر فقط بیان شود که رابطه معناداری وجود دارد، فرضیه بدون جهت خواهد بود.

فرضیه صفر یا آماری: اصولاً فرضیه صفر باید رد شود تا بتوانیم در پژوهش خود آن را به عنوان فرضیه مطرح کنم و الا اگر تایید شود، نمی توانیم فرضیه پژوهش داشته باشیم. فرضیه صفر بیان می کند که رابطه بین متغیرها اتفاقی و اشتباه است، نمونه گیری غلط بوده است، پس حدس و گمان از پایه و اساس دچار اشکال است بخاطر همین فرضیه صفر همیشه باید رد شود که بتوانیم بگوییم روابط بین متغیرها اتفاقی نیست و نمونه گیری ها صحیح بوده است. پس اگر رد نشود نمی توانیم به عنوان فرضیه پژوهش بیاوریم.

گاهی اوقات برای تحلیلهای دقیق آماری، بخصوص برای پژوهشهایی که جوامع گسترده دارند، برای نشان دادن قابل قبول بودن فرضیه خود، از فرضیه صفر استفاده می کنند و باید هم رد شود که اگر تایید شود، به این معناست که حدس و گمان ما اشتباه بوده است

فرضیه دیگری وجود دارد تحت عنوان «فرضیه خلاف» که بیشتر فرضیه های پژوهش فرضیه خلاف است و برعکس فرضیه صفر است و تاکید دارد که روبط بین متغیرها اتفاقی نیست، رابطه معنادار وجود دارد، معمولا در بیشتر موارد فرضیه خلاف همان فرضیه پژوهش است که فرضیه صفر را رد می کند. بسیاری از متخصصان  می گویند فرضیه خلاف همان فرضیه پژوهش است، چون در بیشتر موارد این گونه است ولی متخصصان آمار نظر دیگری دارند و می گویند، ممکن ست فرضیه ای رد شده باشد ولی فرضیه پژوهش هم باشد

گزارش از: بنت الهدا موحدی محب

تصاویر
  • کارگاه روش تدوین پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکترا (نشست چهارم): فرضیه