Menu

اخبار کتابخانه

ﺳﻪشنبه 11 شهریور 1399
تعداد بازدید: 645
تعداد نظرات: 0

علی صدرایی خویی:علاقه مندان و کتابخانه های فعال در پژوهش نسخ خطی، به صورت جزیره ای هستند، هیچ یک راهبرد گسترش مطالعات را ندارند.

در ادامه سلسله برنامه های تاریخ شفاهی کتابخانه ها که به همت کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی برگزار می شود، روز پنج‌شنبه 30 مرداد 1399 سالن اجتماعات این کتابخانه میزبان استاد صدرایی خویی، از فهرستنگاران نسخ خطی و چاپ سنگی ایران بود، ایشان در این جلسه از خاطرات و تجربیات خود در کتابخانه های مختلف کشور بدین شرح اظهار داشتند:

اولین کتابخانه که تجربه فهرستنگاری در آن داشتم، کتابخانه مدرسه نمازی خوی بود که در جلسات قبل بدان پرداختم.

دومین کتابخانه ای که در آنجا مشغول فهرستنویسی شدم، کتابخانه مدرسه صدر بابل است. در آن مدرسه حدودد 340 نسخه خطی بود. شناسایی اولیه این منابع را دوست دانشمند ما آقای حافظیان انجام داده بود. ما همراه ایشان و دوست دیگرمان آقای طیار مراغی به آنجا رفتیم. حدود دو هفته ای در مدرسه صدر بابل مشغول فهرستنویسی نسخه های خطی آنجا بودیم. بعد از اینکه فهرست این کتابخانه تنظیم شد، نسخه های آنجا افزایش پیدا کرده و حدود 150 نسخه به آنجا اضافه شده است. وقتی فهرست تنظیم شد، مرکز نشر میراث مکتوب، جناب آقای دکتر ایرانی این اثر را چاپ کردند.

بعد از اینکه جلد دوم نسخه های خطی آستانه حضرت معصومه(ص) نوشته شد، پیشنهاد شد که ما کتاب های چاپ سنگی آنجا را فهرست کنیم. در آن زمان فهرست کردن کتاب های چاپ سنگی کتابخانه مرسوم نبود و در ایران انجام نشده بود. در کتابخانه ملی، صرفا برخی فهرست های سنگی به صورت موضوعی کار شده بود. برای اولین بار کل کتاب های چاپ سنگی یک مجموعه را در کتابخانه آستان حضرت معصومه(س) فهرست کردیم که توسط آستانه منتشر شد. ما دو فهرست در کتابخانه آستان حضرت معصومه(س) نوشتیم که یکی مربوط به نسخ خطی است که جلد دوم فهرست این کتابخانه بود، و دیگری فهرست نسخه های چاپی سنگی این کتابخانه است که همراه با آقای حافظیان نوشتیم.

کتابخانه سومی که در تلاش های فهرستنویسی ما نقش اساسی داشت، کتابخانه مجلس شورای اسلامی است. با پنج شش نفر از دوستان، گروهی را تشکیل دادیم. رئیس کتابخانه آن زمان مجلس، استاد ما، عبدالحسین حائری بود. ابتدا هم که این طرح مطرح شده بود، من خدمت آقای طباطبائی رفتم و گفتم که چنین طرحی مطرح شده است، ایشان خیلی خوشحال شدند و گفتند، این یک فرصت است و اصلا کوتاهی نکنید. ما حدود شش سال یا بیشتر خدمت استاد حائری بودیم. نتیجه این شد که ما سه هزار نسخه را در آنجا فهرست کردیم. شش جلد فهرست هم منتشر شد. جلد 25 و 26، 35، 36،37 و 38 فهرست نسخه های خطی مجلس در آن دوره نوشته شد. حسرتی که دارم این است که متاسفانه خاطرات آن دوره را ننوشتیم.

بعد از کتابخانه مجلس، وارد دارالحدیث شدیم. در این مرکز در حوزه نسخه های خطی، چند تلاش داشتیم. یکی اینکه آنجا در ابتدا برنامه ای نداشتند که نسخه های خطی جمع کنند. ما پیشنهاد کردیم و آقای هادی ربانی که واقعا کتابشناس وارسته و برجسته ای هستند، مسئول کتابخانه بودند و این پیشنهاد را تایید کردند. ما شروع به تشکیل کتابخانه نسخه های خطی در دارالحدیث کردیم. حدود 340 نسخه از طریق اهداء و خرید برای آنجا فراهم شد. یک جلد فهرست برای آنجا نوشتیم. بعد از آن دوست عزیزمان آقای مهریزی ایده ای مطرح کردند، مبنی بر اینکه در مخطوطات، نسخه های چاپ نشده حوزه علوم حدیث را شناسایی و منتشر کنیم. این ایده باعث بنیان گذاری کتاب میراث حدیث شیعه شد که در دارالحدیث بنیان گذاری شد و تا 21 دفتر منتشر شد. بنای ما در میراث حدیث شیعه این بود که رساله های مخطوط و خطی در حوزه علوم حدیث شامل متن حدیث، دعا، شرح دعا، شرح حدیث، رجال، درایه، اجازات و ... که تا به حال منتشر نشده بود، را شناسایی می کردیم، یا محققان خودشان شناسایی می کردند، و به ما معرفی می کردند، تحقیق و تصحیح و منتشر می شد. در این 21 دفتر با 50 یا 60 محقق سروکار داشتیم. این کار باعث شد که خیلی از دوستان ما با بحث تحقیق و تصحیح در این عرصه آشنا بشوند. در مورد رساله های منتشر نشده، ما 150 رساله در علوم حدیث را برای اولین بار در آنجا منتشر کردیم. هر کدام از اینها مصحح و محقق جداگانه دارد.

کار دیگری که ما در دارالحدیث در کنار میراث حدیث شیعه راه انداختیم، فهرستگان نسخه های خطی حدیث بود. بررسی کردیم و متوجه شدیم که از کل نسخه های حدیثی موجود در ایران هیچ آماری نداریم. آن زمان هنوز فنخا منتشر نشده بود. اتفاقا دوست عزیزمان آقای درایتی وقتی که می خواستند فنخا را راه بیاندازند، گفتند که این اسم را ما از شما برداشتیم، کار ایشان که آمد دیگر فهرستگان نسخه های خطی حدیث ضرورتی نداشت. اما قبل از آن، ما کل کتاب های حدیثی که نسخه خطی دارند را شناسایی کردیم، دارالحدیث هم حمایت کرد، ده محقق داشتیم. 15 سال برای این کار وقت گذاشتیم. این اثر در 12 جلد با عنوان فهرستگان نسخه های خطی علوم حدیث شیعه در ایران منتشر شد. مشخص کردیم که بیشترین کتاب حدیثی شیعه که نسخه داشته است، کدام آثار هستند. در مقدمه جلد اول، 50 کتاب حدیثی که بیشترین نسخه را در ایران دارند، معرفی کردیم.

از کتابخانه های دیگری که من در آنجا برای بحث فهرستنویسی کار کردم، کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات دفتر تبلیغات اسلامی بود. وقتی که با همکارهای دفتر تبلیغات و مجلس، فهرست مجلس را می نوشتیم، چون که تکمیل کار در خود دفتر تبلیغات بود، متوجه شدیم که در آنجا هم نسخه های خطی هست، اما مورد توجه جدی قرار نگرفته است. فهرستنویسی نسخه های خطی آنجا را با همکاری دو تن از دوستان گرامی آقای ناطقی و آقای انتظاری شروع کردیم. بعد متوجه شدیم که بخشی از نسخه های خطی آنجا، عکسی هستند. یعنی عکس هایی که قبل از انقلاب، از سراسر جهان در مورد آثار مهم شیعه تهیه شده و در آنجا نگهداری می شد. حدود 200 یا 300 نسخه را ما دیدیم که در آنجا بودند. فهرست این مرکز دو جلد شد. بخش اصلی جلد اول را بنده کار کردم که به نام بنده و آقای ناطقی و آقای انتظاری چاپ شد. در جلد دوم دیگر من نبودم خود آقای ناطقی و انتظاری کار کردند. نسخه های تصویری در این جلد معرفی شده است.

کتابخانه دیگری که بنده در آن مشغول بودم، کتابخانه آیت الله گلپایگانی بود. علت اصلی اشتغال بنده در این کتابخانه، دعوت آقای مصطفی درایتی بود. ایشان طرحی داشت، که می خواست طبق آن طرح، صد هزار نسخه خطی فهرست نشده را فهرست کند. شاید اولین کسی که در این طرح مشغول شد، بنده بودم. اولین کتابخانه هم که پیشنهاد شد، کتابخانه آیت الله گلپایگانی بود. در این کتابخانه حدود ده هزار نسخه خطی بود که دو تیم که یکی تیم ما بود و یک تیم هم بعدا آقای حافظیان تشکیل دادند، این ده هزار نسخه را ظرف حدود دو سال فهرست کردیم. آنجا نسخه های خطی امانی هم داشت که در آن زمان به نام مدرسه حجازی ها فهرست کردیم. اما این نسخه ها هیچ ارتباطی به کتابخانه آیت الله گلپایگانی ندارند. آن زمان مالک این نسخه ها، چون که زمان جنگ بود و احتمال می داد که این نسخه ها از بین بروند، حدود 1700 یا 1800 نسخه بودند، اینها را به عنوان امانت به کتابخانه آیت الله گلپایگانی سپرده بود، چون در آن کتابخانه بودند، آن زمان فهرست شدند. بعد از اینکه جنگ تمام شد، ایشان نسخه هایش را بردند.

ما این فیش ها را نوشتیم و تحویل آقای درایتی دادیم. سه چهار سال از این فیش ها بی خبر بودیم. گویا آقای درایتی این فیش ها را به مشهد برده بود و تایپ کرده بودند و به صورت کتاب درآورده بودند. با مجلس قرارداد بسته بودند و کتاب ها چاپ شده بود. ما تا اینجا را بی خبر بودیم. به همین دلیل این کتابها هیچ مقدمه ای از ما ندارد. تا اینکه سال 89 یا 90، دبیرخانه کتاب سال کشور با ما تماس گرفتند، که یک اثر از شما در آنجا، حائز رتبه شده است. من هرچه فکر کردم که کدام کتاب است، هیچ چیزی به فکرم نرسید. گفتم کدام کتاب؟ گفتند کتابی ده جلدی است و بعد متوجه شدم که فهرست کتابخانه آیت الله گلپایگانی است. اولین اثری بود که به عنوان فهرست نسخه های خطی در کشور کتاب سال شد و مورد تجلیل و تشویق قرار گرفت. متاسفانه ما نتوانستیم از این زمینه ای که ایجاد شد، در جهت تبلیغ پژوهش های نسخه های خطی و گسترش مطالعات نسخ خطی در کشور استفاده کنیم. علت این است که ما مراکزی نداریم که منسجم باشند و محور فعالیتشان بر گسترش مطالعات نسخه های خطی در کشور باشد. ما علاقه مندان و کتابخانه هایی داریم که در پژوهش نسخه های خطی فعال هستند، ولی به صورت جزیره ای هستند، هیچ یک از اینها متاسفانه راهبرد گسترش مطالعات ندارند. همه فقط می خواهند که منابع منحصر و نفیس را در انحصار خودشان در بیاورند و در انحصار خودشان داشته باشند.

آخرین کتابخانه ای که در کشور اشتغال داشتم، کتابخانه آیت الله مرعشی است. در سال 1390، آسید محمود مرعشی، از ما دعوت کردند که کتاب های چاپ سنگی آن کتابخانه را فهرست کنیم. کتابخانه آیت الله مرعشی، در کنار مخطوطات و مخزن کتاب های چاپی، یک مخزن اختصاصی برای کتاب های چاپی شبه قاره تشکیل داده اند. حدود 18 هزار نسخه چاپ سنگی و سربی نفیس شبه قاره، هند، پاکستان، بنگلادش، افغانستان در این مخزن وجود دارد. محور فعالیت ما در این کتابخانه هم همین مخزن بود. با توجه به سابقه ای که در فهرست کردن کتاب های چاپ سنگی داشتیم، متوجه شدیم که اولا با گذشت زمان، جایگاه کتاب های چاپ سنگی خیلی تفاوت پیدا کرده است. حتی بعضی مواقع کتاب های چاپ سنگی بر نسخه خطی ترجیح دارند. مخصوصا دوره قاجاریه که چاپ سنگی وارد ایران شد و نسخه های چاپی و سربی و سنگی گسترش یافتند، خیلی از نسخه های خطی آن دوره از روی همین چاپ سنگی ها نوشته شده اند. در فهرست کردن این کتاب ها، کاربرگه ای که تعریف کردیم، عین همان کاربرگه نسخه های خطی بود. هیچ کدی را حذف نکردیم. فهرست این کتاب ها حدود 6 هزار کتاب چاپ سنگی بود. به نظرم، در میان فهرست کتاب های چاپ سنگی، اولین فهرستی است که به این شکل کار شده است.

برمبنای تجاربی که در طول سالیان به دست آمده است، من معتقدم پژوهشگران نسخ خطی در ایران باید حداقل به سه چهار زبان فارسی، عربی، اردو، ترکی، لری، کردی ... تسلط داشته باشند. چون عدم تسلط به زبان باعث می شود که نسخه های خطی که به گویش های محلی نوشته شده باشد، از بین برود. متاسفانه یکی از ضعف های فهرست های ما عدم توجه به گویش ها است. پیشنهاد من این است که فهرست نسخه ها براساس گویش ها هم تدوین بشود.

نکته ای که در اکثر تجربیات بنده در کتابخانه ها وجود دارد، انجام کار به صورت کار گروهی است. ظرف 6 سال که در خدمت استاد حائری، 3 هزار نسخه را فهرست کردیم، فهرستی که ادعا می کنیم فهرستی استاندارد است، یعنی از شاخصه های میانگین فهرستنویسی پایین نیست. بلکه ادعای ما این است که بالاتر است. این به برکت کار گروهی بوده است. کارهای گروهی، مدیریت قوی می خواهد. در کارها فرم ها را طوری تنظیم می کنیم که وظیفه هر کسی مشخص است. ابهام ها مشخص است. وقتی ابهام پیش آمد، فرد باید چه کار کند. اگر مدیریت تقسیم کار در حد استاندارد باشد، پاسخ دهی و نتیجه دهی کار گروهی خیلی بهتر است.

از تجربیات دیگر بنده در کنار فهرستنگاری، بحث تصحیح متون است.شدیدا به این نکته توجه دارم که گذشتگان علمی ما ذهنشان به چه چیزی درگیر بوده است. به چه فکر می کردند. نسخه های مهم منتشر نشده، برای بنده خیلی مهم است که اینها تصحیح شود. اولین اثر تصحیحی که بنده چاپ کردم، رساله ای در آداب مطالعه بود که نسخه ای از آن در مدرسه نمازی خوی داریم که بنده اسم آن را جنگ دوانی گذاشتم، اثر اسدالله دوانی است که در قرن 11 تدوین شده است. شیوه من در تصحیح به این صورت است که هر اثری که ببینم منحصر است و مغفول مانده، ممکن است که به درد جامعه علمی بخورد، یا به افرادی معرفی می کنم یا خودم کار می کنم. اما گرایش اصلی بنده ادبیات فارسی، عرفان و فلسفه است. آثاری را هم که تصحیح کرده ام بیشتر مربوط به این حوزه است.

بنده معتقد هستم که نسخه هایی که منتشر نشده و در دسترس محققین نیست، باید معرفی شود. به همین خاطر مقالاتی که از بنده در این زمینه منتشر شده است بیش از کتاب های تصحیحی است. ملاک بنده برای انتخاب متن برای تصحیح و تحقیق اولا این است که با گرایشم تطبیق داشته و اینکه منتشر نشده باشد. اگر نسخه ای باشد که با علاقه مندی بنده تطبیق نداشته باشد، سعی می کنم که در مقاله ای آن را معرفی کنم.

ادامه دارد...

تصاویر
  • علی صدرایی خویی:علاقه مندان و کتابخانه های فعال در پژوهش نسخ خطی، به صورت جزیره ای هستند، هیچ یک راهبرد گسترش مطالعات را ندارند.