Menu

اخبار کتابخانه

شنبه 25 مرداد 1399
تعداد بازدید: 694
تعداد نظرات: 0

مهندس میرحیدر: کتابخانه، ساختمانی است که دائما در حال تغییر است و هیچ وقت ثابت نیست. شما نمی توانید کتابخانه ای را برای پنجاه یا صد سال، ثابت نگه دارید.

کتابخانه مسجد اعظم بعد از گذشت بیش از نیم قرن از دوره حیات آن، اشخاص مختلفی را به خود دیده است که در زمینه های مختلف به ادامه حیات و پایداری این مجموعه کمک کرده اند، از جمله این افراد مهندس میرحیدر است که ساختمان بازسازی شده فعلی کتابخانه نتیجه زحمات ایشان و همکاران وی می باشد، در ادامه روند بازسازی کتابخانه مسجد اعظم را از زبان ایشان می خوانیم:

سابقه کاری من به سال 1337 برمی‌گردد. در سال 1343 از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم. در سال 1346 به انگلستان رفتم و در آنجا مطالعاتی داشتم. سال 1350 به کشور برگشتم و تا به امروز به کارم ادامه دادم. آرزو می‌کنم تا وقتی که نفسم بالا می‌آید، بتوانم کار کنم. سال 1337، سالی بود که ساختمان کتابخانه مسجد اعظم که به خواسته و برنامه‌ریزی حضرت آیت الله العظمی بروجردی شروع شده بود، در شرف اتمام بود.

من خوب یادم می‌آید که در سال 1339 یا 1340 مرحوم جلال آل احمد مقاله ای در مجله علم و زندگی راجع به مسجد اعظم نوشت و از اینکه به معماری سنتی توجه شده بود، خیلی تعریف کرده بود.

کار احداث مسجد اعظم در سال 1331 به دستور حضرت آیت الله العظمی بروجردی و با مدیریت و سرپرستی ایشان شروع شد. معمار این بنا هم مرحوم معمار لرزاده بود که از معماران معروف دوران بود که کارهای مهم کلاسیک و سنتی را از کاخ مرمر گرفته تا مساجد زیادی که در اغلب نقاط ایران ساخته شده، انجام داده است. همچنین بخشی از حرم حضرت علی(ع) نیز توسط ایشان ترمیم شد. البته حرم حضرت علی(ع) توسط شیخ بهائی طراحی شد. بخشی از حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس نیز توسط ایشان بازسازی شد.

مسجد اعظم در کنار حرم حضرت معصومه در موقعیتی قرار گرفته بود که الزاما می‌بایست که رو به جنوب بود و این یکی از اشکالات بزرگ ساختمان بود. در نتیجه، این ساختمان یک ورودی از سمت جنوب داشت، یعنی از پشت قبله که معمولا ورودی مناسبی برای مسجد نیست. چون هیچ کس نمی‌تواند از پشت قبله وارد صف نماز شود. در واقع باید از سمت شمال وارد مسجد بشوند و به صف نماز بپیوندند. یا رو به قبله وارد شوند و رو به محراب بایستند. ورودی مسجد از سمت خیابان موزه که در قسمت جنوبی این قطعه زمین قرار داشت، بود که از طرفین آن وارد می‌شدند که در سمت شرق آن الان مرقد حضرت آیت الله العظمی بروجردی مستقر است و در قسمت غرب آن یک راهروی تنگ پله پله ای بود که به طرف حیاط می‌آمد و به نوعی ورودی توالت‌ها هم از همانجا بود، یعنی کسانی که فقط برای استفاده از دستشویی می‌آمدند، از همان راه وارد مسجد می‌شدند.

این مجموعه در کنار حرم حضرت معصومه به نحوی قرار گرفته بود که کل ساختمان حرم و مسجد اعظم، همه رو به جنوب بود، و گویا نسبت به غرب قهر کرده بودند. در غرب این مجموعه رودخانه قرار داشت، رودخانه مسیری بود که غرب و شرق قم را از هم جدا کرده بود. این جدایی برای کسانی که می‌خواستند از طرف غرب وارد حرم شوند، ایجاد اشکال کرده بود. در حالی که رودخانه در هر شهری منبع رحمت است و شرایطی ایجاد می‌کند که برای شهر فضاهای مطلوبی ایجاد شود، ولی در اینجا این اشکال را ایجاد کرده بود که رفت و آمد از سمت غرب باید از روی پل‌ها انجام می‌شد.

این اشکالات به علاوه محل تقریبا نامناسب توالت‌ها که داخل صحن بود، و همچنین کتابخانه بسیاری کوچکی که در آنجا بود و مناسب کتاب‌های نفیس و خطی آن نبود، بدون تجهیزات و با سطح زیربنایی در حدود 350 متر، از جمله اشکالاتی بود که در مسجد اعظم وجود داشت و از سال‌های قبل، اغلب مسئولین به فکر بودند که در واقع دستی به سر و گوش این ساختمان بکشند و به نحوی نسبت به بهسازی و بازسازی آنجا اقدام شود.

بلاخره در سال 1386 این کار ساماندهی مسجد اعظم و همچنین کتابخانه حضرت آیت الله العظمی بروجردی در دستور کار قرار گرفت و از استانداری اعتباری در اختیار آقای تابش، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی قرار دادند، و از ایشان خواستند که مسئولیت ساماندهی این مجموعه و همچنین ساماندهی قمرود سمت غرب را بر عهده بگیرد. با انتخاب مهندسان مشاور پیرراز برای این منظور، کار آنجا آغاز شد و طرحی برای آنجا تهیه شد. این طرح توسط هیاتی از آرشیتکت‌های معروف و باصلاحیت مورد بازنگری قرار گرفت و بلاخره در اواخر سال 1386 یعنی در اسفند ماه، کار اجرایی این ساختمان شروع شد. حدود آبان و آذر 1387، کار ساختمانی و تاسیساتی اینجا تمام شد، ولی تجهیز ساختمان به دلایل مختلفی به تعویق افتاد، تا بلاخره برای تجهیزات هم طرحی تهیه شد و در اسفند سال 1388 توسط مقام ریاست جمهوری مورد بهره برداری قرار گرفت.

در بحث ساماندهی این مجموعه چند نکته مد نظر بود، یکی ورودی به شبستان‌های مسجد اعظم مد نظر قرار داشت که حتی الامکان به ترتیبی باشد که از طرف شمال و از داخل صحن وارد این شبستان‌ها شوند. برای اینکه از سمت جنوب و خیابان موزه چنین امکانی وجود نداشت و اصلا مناسب هم نبود. دوم اینکه این مجموعه به گونه‌ای طراحی و بهسازی بشود که رو به سمت غرب داشته باشد و ورودی حرم و مسجد اعظم که در مقابل حرم قرار گرفته است و برای آمد و رفت باید مسجد اعظم را دور می‌زدند و وارد حرم می‌شدند، به نحوی حل می شد. نکته دیگر موضوع نامناسب بودن و کوچک بودن کتابخانه و عدم پیش بینی هرگونه تجهیزات و امکانات متناسب برای کتابخانه از نظر سیستم‌های اتفای حریق، تهویه هوا مورد توجه قرار گرفت. درجه هوا در مخزن کتابخانه اصولا باید حدود 17 درجه باشد، در حالی که مخزن آنجا اصولا چنین امکانی نداشت که بتوان درجه حرارتی را در آنجا تنظیم کرد. آن زمان یک بخاری گازی در آنجا بود که همیشه این احتمال خطر وجود داشت که علاوه بر اینکه آنجا را گرم نمی‌کند، بلکه باعث خطرات آتش سوزی و غیر و ذالک هم می‌شود. همچنین از نظر سرویس دادن به ارباب و رجوع هیچ گونه امکاناتی نبود، فقط تعدادی صندلی برای مطالعه در آنجا بود.

با توجه به تجربه‌ای که ما در زمینه پیشرفته‌ترین تجهیزات در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی داشتیم، از این جهت، آن ساختمان خیلی خیلی فقیر بود. بنابراین مساله دوم سر و سامان دادن به کتابخانه بود. مساله سوم مساله ورودی بود که به چه ترتیبی ورود انجام شود. بهترین راه این بود که ما یک ورودی داشته باشیم که از طرف غرب وارد صحن شویم و از طریق صحن مسجد به صحن عتیق و حرم مطهر حضرت معصومه راه داشته باشیم و از طرف جنوب هم وارد شبستان‌های مسجد اعظم شویم. بهترین راه این بود که رواق‌های سمت غرب صحن را به نحوی به سمت غرب یا رودخانه باز کنیم. این اقدامات باعث شد که ما طرحی بریزیم که از آنجا ورودی مسجد اعظم و حرم مطهر حضرت معصومه تامین شود. الان به طور غیر مستقیم، به مقدار خیلی زیادی بار ورود و خروج حرم حضرت معصومه توزیع و کم شده است. قسمتی از آن از طرف شرق و شمال صحن اتابکی انجام می‌شود و قسمتی دیگر هم از سمت غرب، یعنی از صحن مسجد اعظم و بعد هم از طریق خیابان ساحلی که به صورت یک خیابان پیاده درآمده است، انجام می‌شود. در گذشته یکی از اشکالات مسجد اعظم این بود که از در مسجد اعظم که بیرون می‌آمدیم، باید پا در خیابان اتومبیل رویی می‌گذاشتیم که همیشه این نگرانی وجود داشت که برای مردم خطراتی ایجاد شود. مورد دیگر موقعیت توالت‌های مردانه و زنانه بود که در گوشه حرم هم از نظر تهویه و هم از نظر مسیر آمد و رفت، به خصوص در مواقعی که لازم بود در موقعیت‌های مختلف، در داخل صحن صف نمازگزاران تشکیل شود، مشکلاتی ایجاد می شد.

در تخریب ساختمان، نمای کاشی کاری شده و قدیمی و کلاسیک آنجا حفظ شد. هزینه نسبتا سنگینی برای تخریب ساختمان توالت‌ها و غیره هزینه شد. برای کتابخانه یک سیستم تاسیسات مستقل و کامل به لحاظ هوای گرم و سرد طراحی شد. یک زیربنای 350 متری کتابخانه قدیمی قبلی به 4700 متر مربع تبدیل شد که مجهز به آخرین سیستم‌های کتابداری، الکترونیک و اطفای حریق بود.

در بحث معماری ساختمان، سعی کردیم که دخل و تصرفی در معماری آنجا نداشته باشیم، هم به لحاظ احترامی که برای حضرت آیت الله العظمی بروجردی و کاری که ایشان انجام داده بودند، قائل بودیم و باید قائل می‌شدیم. دیگری برای احترام به پیشکسوت معماری سنتی ایران، مرحوم لرزاده بود. ما هیچ طرحی را در آنجا به این ساختمان تحمیل نکردیم. بلکه از طرح خود مسجد اعظم و گوشه و کنار خودش برای این توسعه استفاده کردیم. مثلا ورودی سمت غرب، یک سردر پنج دهنه‌ای است که این پنج دهنه‌ها، درست شبیه همان سردر سه دهنه‌ای – اگر جسارت نباشد- دروغین سمت جنوب قبلی مسجد اعظم است، در حالی که اینجا یک پنج دهنه ورودی است که دو یا سه برابر و نیم ورودی‌های سابق وسعت دارد و می‌تواند تعداد زیادی جمعیت یا دستجات سینه زنی را وارد صحن مسجد اعظم و بعد هم وارد صحن عتیق حرم مطهر حضرت معصومه کند، یا خارج کند.

در داخل صحن مسجد اعظم هم درست قرینه کاشی کاری سمت شرق صحن، در همان سمت غرب نصفه کاره اجرا شده بود که آن را کامل کردیم، و ورودی‌ها از همانجا تعبیه شد. یعنی در داخل صحن، ما هیچ گونه تغییری در معماری مسجد اعظم ایجاد نکریم، بلکه طرحی که در آنجا وجود داشت را تکمیل کردیم.

سعی شد با کسانی که در کار سنتی سابقه داشتند، مثل آقای مهندس دهشیدی خیلی همکاری داشته باشیم و از سلیقه ایشان در انتخاب کاشی کاری و رنگ کاشی و طرح کاشی‌ها و غیره بهره مند شویم.

روی هم رفته با احداث این پوشش قمرود که یک صحن نسبتا بزرگی در سمت غرب ایجاد شد، مثل این است که گویا اصلا از سمت جنوب قبلا هیچ ورودی نداشتیم و هرچه هست از سمت غرب است و به نوعی مجموعه مسجد اعظم و حرم روی خود را به طرف غرب برگردانده‌اند و آمد و رفت مردم از طرف غرب انجام می‌شود.

در اسفند سال 1388، با وجود اینکه قسمت‌های خیلی کوچکی از این کار باقی مانده بود و رفع نواقص تحویل موقت آن هنوز انجام نشده بود، آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهور، با شوق زیادی برای بازدید و افتتاح بخشی از ساختمان کتابخانه آمدند و دست خط یادبودی هم در آنجا نوشتند که موجود است.

بعد از یکی دو ماه، بحث اسباب کشی و جابجایی کتابخانه شروع شده است. اسباب کشی کتابخانه، یکی از طولانی ترین اسباب کشی های هر مجموعه ای است. مثلا اسباب کشی کتابخانه ملی فرانسه دو سال طول کشید. برای اینکه کتاب ها را باید جابجا کنند و در جای خودش قرار دهند تا بعد مردم از آن استفاده کنند.

بخش عمده این جابجایی انجام شد، به ویژه با علاقه ای که مسئولین کتابخانه و در واقع نمایندگان حضرت آیت الله علوی انجام شده است، بخش کوچکی مانده است که ان شاالله آنها هم انجام شود، در کتابخانه برای ورود عموم باز خواهد شد.

بعد از افتتاح کتابخانه ملی ایران، حدود یک سال و نیم بعد، در کتابخانه به روی مردم باز شد. یعنی تا کتاب ها به کتابخانه منتقل و تنظیم شوند، سیستم های کامپیوتری نصب و راه اندازی شوند و غیره، مواردی بود که مدتی زمان برد و در نهایت تمام شد.

من از همه همکارانی که ما را کمک کردند، به خصوص شخص حضرت آیت الله علوی که با رو و خلق خوش خودشان همیشه برای ما مشوق خیلی خوبی بودند و ما را تشویق می کردند که کارمان را انجام دهیم. به رغم اینکه، برخی افراد از روز اولین و اولین آجری که ما گذاشتیم ایراد گرفتند تا الان که طرح تمام شده است، من تنها آرزویم این است که روح حضرت آیت الله العظمی بروجردی از این کاری که انجام دادیم، شاد باشد و راضی باشند. همچنین جناب لرزاده که کارشان را بدون دخل و تصرفی، -البته نقصی نداشت- برای نیازهای جدید آمده کردیم.

به هر حال تمام کسانی که با کتابخانه سر و کار دارند، می دانند که کتابخانه، ساختمانی است که دائما در حال تغییر است و هیچ وقت ثابت نیست. شما نمی توانید کتابخانه ای را برای پنجاه یا صد سال، ثابت نگه دارید. حتما باید با پیشرفت های علم و تکنولوژی و کتابداری همواره تکمیل شود و خود را برای استفاده از این امکانات تطبیق دهد.

نکته دیگر اینکه، سرویس های بهداشتی را ما از آنجا برداشتیم و در خود زمین مجموعه مسجد اعظم و در بیرون کتابخانه احداث کردیم که ظاهرا در مراسمی که چندین بار در سال گذشته مانند نیمه شعبان و عاشورا و تاسوعا و غیره و تمام ایامی که ایاب و ذهاب زّوار خیلی زیاد است، مورد بهره برداری قرار گرفته است.

بعد از تخریب مفصل سرویس های بهداشت، به زمینی رسیدیم که از طرف خیابان ساحلی، یک طبقه پایین تر بود. در مجموع، ساختمان کتابخانه چهار طبقه است که تقریبا یک طبقه و نیم آن زیر زمین است و دو طبقه و نیم دیگر بالای سطح زمین قرار گرفته است. این چهار طبقه به این ترتیب است که پایین ترین طبقه که از زیان های نور مستقیم و غیره در امان است، مخزن کتاب ها است. مخزن کتابخانه در گذشته شاید در حدود سی یا سی و پنج هزار کتاب ظرفیت داشت. در حالی که الان امکان نگهداری 150 هزار جلد کتاب را دارد. طبقه منهای یک و به اضافه یک برای سالن قرائت خانم ها و آقایان در نظر گرفته شده است که این بستگی به سلیقه مدیریت کتابخانه دارد. در طبقه چهارم، محل استقرار رایانه ها و استفاده از اینترنت و مرکز تحقیق علما در نظر گرفته شده است که دارای فضاهای مطالعاتی عمومی و خصوصی است. طراحی کتابخانه به گونه ای است که ما در داخل ساختمان هیچ کجا آب نداریم، چون کتابخانه دو دشمن دارد، یکی آب و دیگری آتش.  همانطور که آتش برای کتاب خطرناک است، آب هم خطر دارد. در اینجا سیستم هوای خشک است که محیط را گرم یا سرد می کند و آبی نداریم. البته قسمت موتورخانه در قسمت جدایی از ساختمان قرار گرفته و با یک راهرویی که کتابخانه آیت الله بروجردی را به صحن مسجد اعظم وصل می کند، این ابخش از مخزن و سالن های مطالعه جدا شده است. این طراحی تعمدی بوده است که به این ترتیب انجام شود. از نظر آب و برق و تلفن و غیره نسبت به مجموعه ساختمان حرم حضرت معصومه مستقل طراحی شده است و هر کدام مدیریت و نگهداری کاملا مستقلی دارند. از نظر رنگ و غیره سعی شده است که از ساده ترین رنگ ها و چیزهایی که نور کافی می دهد، استفاده شود. استفاده از نور با حساب انجام شده، نور مورد استفاده از نوع گرم است، چرا که نور سرد هم برای کتاب ضرر دارد و هم خسته کننده است. فضا باید به گونه ای باشد که یک فرد 8 تا 10 ساعت در کتابخانه مطالعه می کند، خسته نشود، چشمش خسته نشود، جسمش خسته نشود. صندلی و میزها و غیره همه با حساب و کتاب و در واقع طبق استانداردهای بین المللی طراحی شده است.

امیدوارم استفاده کنندگان از این فضا راضی باشند.

تصاویر
  • مهندس میرحیدر: کتابخانه، ساختمانی است که دائما در حال تغییر است و هیچ وقت ثابت نیست. شما نمی توانید کتابخانه ای را برای پنجاه یا صد سال، ثابت نگه دارید.