"فصل هجدهم : صبح روز آن شب گذشته پيش از خواندن خروسها يک زن سرو رو پيچيده سواره از اردوي گوتمار..."
(آغاز)
"... تا به آن دشتستان دره ماهور داري که امروزه ويلاي "بور که زه" در آن مکانت بر پاست و تا به "آکوا- آسه توزا" تعاقب نمود"
(انجام)
صفحهبندی
۶۹برگ ؛ ۱۷
(تعداد سطرهای متن)
مواد سازنده
مشمای سیاه
(نوع جلد)
توصیف
ترجمه داستان بلند و رمان دنباله داري است که بفارسي ترجمه شده و در چند جلد و هرکدام در چند تنظيم شده است>
(يادداشتهاي نسخه)
<نسخه حاضر فصل ۱۸ از جلد چهارم و هفت فصل از جلد پنجم است>
(يادداشتهاي نسخه)
CF
(نوع داده محتوایی)
شناسگر
30CFEF60-0E91-42A7-9C66-1FB0DBD925CD
(Guide)
قالب
الکترونیکی
روش مجموعهسازی
وقفی
نمایش گراف
دیگر نمودها
داستان وی تیخس
وضعیت اثر خلاقانه:
کامل
ساختار محتوا (آغاز و انجام و انجامه):
"فصل هجدهم : صبح روز آن شب گذشته پيش از خواندن خروسها يک زن سرو رو پيچيده سواره از اردوي گوتمار..."
(آغاز)
"... تا به آن دشتستان دره ماهور داري که امروزه ويلاي "بور که زه" در آن مکانت بر پاست و تا به "آکوا- آسه توزا" تعاقب نمود"
(انجام)