<مثنوي بلند و داستان واري است که درآن حکايت بهم رسيدن دو عاشق دلداده بنامهاي شاهزاده جمشيد و خورشيد بانو و حوادث و جرياناتي که بر آنها گذاشته بنظم کشيده و سرودن آن در سال ۱۱۴۷ق مطابق بيت ذيل پايان يافته است" پي تاريخ اتمام خيالش / فکن ميم از شبستان وصالش / نام مزبور شاعر در ترقيمه کاتب و عطف ديوان آمده و در لابلاي متن تخلص شاعر "مستور" ذکر شده است، نام کتاب نيز در بيت هاي آخر چنين آمده است: ز فضل ايزدش اتمام کردم "شبستان وصالش" نام کردم >
(يادداشتهاي نسخه) بیشتر
جاي عناوين سفيد مانده است
(يادداشتهاي نسخه)
<در سه فصل است: فصل اول: في اثبات ان جوهر النفس مغايره لجوهر البدن؛ فصل دوم في بقاء النفس بعد خراب البدن، فصل سوم : في مراتب النفوس في السعاده و الشقاوه بعد المفارقه عن البدن . خاتمه : في ذکر العوالم الثلاثه التي هي عالم العقل و عالم النفس و عالم الجسم>
(يادداشتهاي نسخه) بیشتر
مجموعه ۱۵۷۰ (برگ۸- ۱۴)
(يادداشتهاي نسخه)
قطع بياض، عناوين و خطوط سياه، به درخواست ميرزا سيد حسين، کاتب آن را نوشته است
(يادداشتهاي نسخه)