سه روز گذشت که بارون فليپ ديمور ليکس برادرش ويکنت کارل را نديد و پنج روز بود که از ديوار فرزند خويش آژينو نيز محروم گشته بود
(آغاز)
نوبل گفت آيا او را ملاقات نخواهي کرد رکامبول گفت نمي دانم و بدآن خانه که نوبل براي او اجاره کرده بود و مشرف بر باغچه کنت فابيان بود داخل شد و در وقت ورود به منزل اسم باکارا را بر زبان مي راند و انگشت خود را به دندان مي گزيد
(انجام)بیشتر
خط
نستعلیق
(نوع خط متن)
صفحهبندی
۳۷برگ ؛ ۱۷
(تعداد سطرهای متن)
مواد سازنده
مقوا
(نوع جلد)
عطف تیماج قهوه ای
(نوع جلد)
توصیف
<جزءدوم از دوره ثاني رمان "رکامبول" بونسون دي تيرال است>
(يادداشتهاي نسخه)
<فهرستواره منزوي>: ج.۱. ص.۳۵۹
(يادداشتهاي نسخه)
<کتاب ششم (از فصل اول تا فصل ۴۱) دوره ثاني جزء دوم مي باشد>
(يادداشتهاي نسخه)
CF
(نوع داده محتوایی)
شناسگر
AA49F806-D301-4944-BCB8-9F9EE07A6B03
(Guide)
قالب
الکترونیکی
روش مجموعهسازی
وقفی
نمایش گراف
دیگر نمودها
قصه کامبول
وضعیت اثر خلاقانه:
کامل
ساختار محتوا (آغاز و انجام و انجامه):
سه روز گذشت که بارون فليپ ديمور ليکس برادرش ويکنت کارل را نديد و پنج روز بود که از ديوار فرزند خويش آژينو نيز محروم گشته بود
(آغاز)
نوبل گفت آيا او را ملاقات نخواهي کرد رکامبول گفت نمي دانم و بدآن خانه که نوبل براي او اجاره کرده بود و مشرف بر باغچه کنت فابيان بود داخل شد و در وقت ورود به منزل اسم باکارا را بر زبان مي راند و انگشت خود را به دندان مي گزيد
(انجام)