و چون روز ديگر سلمي هاشم را ديد از محبت آن نور که در جبين او بود بيتاب شد و رسول به نزد او فرستاد که فردا مرا خواستگاري کن و مهر که از تو طلبند مضايقه مکن که من تو را مساعدت مي نمايم ...
(آغاز)
حضرت صاحب الامر شهادتين فرمود و صلوات بر حضرت رسالت صل الله عليه و آله و ساير ائمه فرستاد و ابتدا کردصحف حضرت آدم به زبان سرياني خواند و کتاب ادريس و کتاب نوح و زبور داوود و کتاب صالح و صحف ابراهيم ... پس قصه هاي پيغمبران را ياد کرد و حضرت امام حسن عليه السلام فرمود که چون.
(انجام)بیشتر
خط
نستعلیق
(نوع خط متن)
صفحهبندی
۲۴۳برگ ؛ ۲۳
(تعداد سطرهای متن)
مواد سازنده
مقوا
(نوع جلد)
عطف پارچه
(نوع جلد)
توصیف
به شماره [۴] مراجعه شود
(يادداشتهاي نسخه)
عناوين و خطوط شنگرف
(يادداشتهاي نسخه)
CF
(نوع داده محتوایی)
نسخه ديجيتال
(توصيف داده رايانه اي)
شناسگر
0DEC2C58-EDDF-447E-A869-83C74335AEFA
(Guide)
قالب
الکترونیکی
روش مجموعهسازی
وقفی
نمایش گراف
دیگر نمودها
جلاءالعیون
وضعیت اثر خلاقانه:
ناقص
ساختار محتوا (آغاز و انجام و انجامه):
و چون روز ديگر سلمي هاشم را ديد از محبت آن نور که در جبين او بود بيتاب شد و رسول به نزد او فرستاد که فردا مرا خواستگاري کن و مهر که از تو طلبند مضايقه مکن که من تو را مساعدت مي نمايم ...
(آغاز)
حضرت صاحب الامر شهادتين فرمود و صلوات بر حضرت رسالت صل الله عليه و آله و ساير ائمه فرستاد و ابتدا کردصحف حضرت آدم به زبان سرياني خواند و کتاب ادريس و کتاب نوح و زبور داوود و کتاب صالح و صحف ابراهيم ... پس قصه هاي پيغمبران را ياد کرد و حضرت امام حسن عليه السلام فرمود که چون.
(انجام)