مرحبا اي بريد سلطان وش/ تختت از آب و تاجت از آتش/ اي نه از خاک و خاک را فراش/ اي نه از آب و آب را نقاش.
(آغاز)
...کاندرين روزگار سالک اوست/ چشم باز اندرين ممالک اوست/ گفتم آن نور کيست گفتا نور بر المخافر محمد منصور.
(انجام)
نام (عنوان) گوناگون
عشقنامه - کنوز الرموز
خط
نستعلیق
(نوع خط متن)
صفحهبندی
۸برگ؛ ۱۹
(تعداد سطرهای متن)
توصیف
<مثنوي معروفي است در ۵۷۶ بيت><در کيفيت ارتباط بين عشق و روح و وحدت و قدم و حدوث و بذر و ثمره آن><و بعضي حکايات و تمثيلات نظير کتاب حديقه ميباشد><و تمام آن در پند و موعظه و اندرز و عشق و محبت به مبدا است.>
(يادداشتهاي نسخه)
مجموعه ۱۱۵۸ (برگ ۱۷۳ - ۱۸۱)
(يادداشتهاي نسخه)
<مشار - فارسي>: ج.۲. ص. ۲۶۸۵
(يادداشتهاي نسخه)
<ديوان سنائي چاپ رضوي>: ص. فو
(يادداشتهاي نسخه)
<الذريعه>: ج. ۱۸. ص. ۱۷۳
(يادداشتهاي نسخه)
عناوين و خطوط شنگرف، صفحات مجدول و کمنداندازي طلائي و لاجوردي.
(يادداشتهاي نسخه)
CF
(نوع داده محتوایی)
نسخه ديجيتال
(توصيف داده رايانه اي)
شناسگر
F5F8693A-9B67-4ED5-8935-78FBF0A54D36
(Guide)
قالب
الکترونیکی
روش مجموعهسازی
سایر
نمایش گراف
دیگر نمودها
کنز الرموز
وضعیت اثر خلاقانه:
کامل
ساختار محتوا (آغاز و انجام و انجامه):
مرحبا اي بريد سلطان وش/ تختت از آب و تاجت از آتش/ اي نه از خاک و خاک را فراش/ اي نه از آب و آب را نقاش.
(آغاز)
...کاندرين روزگار سالک اوست/ چشم باز اندرين ممالک اوست/ گفتم آن نور کيست گفتا نور بر المخافر محمد منصور.
(انجام)