Menu

اخبار کتابخانه

ﺳﻪشنبه 28 دی 1400
تعداد بازدید: 548
تعداد نظرات: 0

کارگاه روشهای تدوین پایان نامه و رساله (نشست بیست و هشتم): روش گرواندد تئوری(3)

جلسه بیست و هشتم روشهای تدوین پایان نامه و رساله

موضوع: گراوندد تئوری(3)

بیست‌وهشتمین جلسه از دوره روشهای تدوین پایان‌نامه و رساله در روز چهارشنبه 22 دی 1400 به صورت آنلاین برگزار شد. این جلسات از سری نشستهای دورهمی علمی کتابداران استان قم است که به همت کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی و با تدریس دکتر سیدمهدی طاهری رئیس کتابخانه مرکزی و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تشکیل می‌شود.

در ابتدای این جلسه، دکتر طاهری گفتند: در روش کیفی از قید و بندها و ساختارهایی که برخی مواقع مانع می شوند و دست و پاگیر هستند و در روشهای کمی وجود دارد رها شویم و در یک فضای آزادنه اقدام به پژوهش کنیم. به نوعی هدف روش کیفی این است که از قیدوبندهای روش کمی خارج شود. کلا روشهای مبتنی بر رویکرد کیفی چنین ویژگی هایی دارند، اما بین سه رهیافت نظام مند، پدیدارشونده و ساختارگرا که وجود دارد، رویکرد ساختارگرا آزادانه تر عمل می کند و معتقد است که این دو روش خیلی نظام مند هستند. ما در رویکرد کیفی قصد داشتیم که از ساختارهای کمی خارج شویم. مقداری متفاوت است.

در این جلسه با طرح مثالی به توضیح مباحث جلسات گذشته می پردازیم که برای شما ملموس تر و قابل درک تر باشد.

به طور کلی اگر به روند کار این پژوهش دقت کنید، روش کدگذاری ها و چگونگی بازنمون و نمایش نظریه ای که خلق شده را می بینید.

خانم باربارا تیلت، پژوهشی در قالب رساله دکترا انجام دادند، بحثی را تحت عنوان روابط کتابشناختی (bibliography relationship) مطرح کردند. ایشان در این رساله روابط کتابشناختی را در میان منابع  شناسایی کردند و کاری که انجام دادند با روش اسنادی بوده است.

بسیاری بر این باورند که روشهای کیفی مبتنی بر مصاحبه هستند که این تصور نادرستی است. اگر در نظریه گلیزر دقت کنید، می بینید رهیافتی که وجود دارد، کاملاً تاکید دارد که اتفاقاً در حین کدگذاری یا بعد از آن مهم است که اسناد و مدارک این حوزه دیده و بررسی شود، تا شرح و تفسیر بهتری از داده های گردآوری شده صورت بگیرد. در اینجا تاکید دارد که ادبیات این حوزه خیلی مورد توجه قرار بگیرد.

خانم باربارا تیلت، یک پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش گراوندد تئوری انجام دادند و بعد، نظریه ای را با عنوان نظریه روابط کتابشناختی مطرح کردند که هفت نوع رابطه کتابشناختی را بین منابع کشف کردند. منظور از روابط کتابشناختی، روابطی است که بین منابع اطلاعاتی وجود دارد. مثلاً رابطه قرآن با تفاسیر مختلف یا رابطه نهج البلاغه یا شاهنامه با شرح ها و برگزیده های خود. در این مواقع اثر اصلی و مادر را super work می گویند و منابعی که با آن مرتبط هستند، به عنوان بچه های آن یا children هستند. به مجموعه اینها خانواده کتابشناختی (bibliography family) می گویند. یعنی نهج البلاغه با تمامی کتابهایی که با آن به نحوی مرتبط است، شرح، ترجمه، تفسیر یا برگزیده آن، خانواده کتابشناختی نهج البلاغه هستند.

باربارا تیلت، 21 هزار رکورد کتابشناختی، یا 21 هزار شناسنامه کتاب از فهرست کتابخانه کنگره امریکا استخراج کرد، سپس کار دقیقی روی این 21هزار رکورد انجام داد.

من در کتابخانه ملی ایران، واژه شاهنامه را جستجو کردم، اگر دقت کنید، برای شاهنامه شرحها و ترجمه های مختلف به زبانهای مختلف دنیا انجام شده است، بازنویسی هایی برای کودکان صورت گرفته یا برگزیده ای از شاهنامه وجود دارد. اگر دقت کنید، هیچ یک از آثار، شاهنامه نیستند، همگی آثاری هستند که از دل شاهنامه استخراج شده اند و به نوعی بازآفرینی شاهنامه هستند.

خانم باربارا تیلت به سراغ این خانواده کتابشناسی ها آمد و کاری که با این خانواده یا bibliography family انجام داد این بود که برای پیدا کردن ارتباط بین آنها، این فهرستها را بررسی کرد. 21 هزار شناسنامه مرتبط با یک اثر را بررسی کرد و متوجه شد که این آثار هر کدام به نوعی با اثر اصلی مرتبط هستند و برای نشان دادن این ارتباط از واژه های مختلفی استفاده شده است. برگزیده، تحلیل، شرح و ...

این کتابشناسی ها، شناسنامه ها یا رکوردهای کتابشناختی، اسناد و مدارکی است که خانم باربارا تیلت به کار گرفت تا ببیند بین منابع چه نوع روابطی وجود دارد. اینکه بین منابع رابطه وجود دارد، کاملاً درست و مسلم است. اما ایشان قصد داشت که به نوع روابط پی ببرد و ببیند آیا می توان این روابط را مقوله بندی کرد؟ آیا می توان به صورت categorize  ارائه کرد؟ تا دیگران از آن در مدل سازی ها استفاده کنند. این مقوله های دسته بندی شده، در مدل سازی های ماشینی استفاده زیادی دارد، چراکه به فهرستنویسان کمک می کند که با برقراری و تعیین نوع رابطه منابع با یکدیگر که از طریق دیتاها انجام می شود، یک هستی شناسی بسازند و دانش مستتر در آن منابع را بازنمون کنند تا افراد درک بهتری از منابع پیدا کنند.

باربارا تیلت به دنبال واژگان و عبارت گشت، هر کدام را مطالعه کرد و به هرکدام یک کد داد و دسته بندی کرد. بعد از استخراج این عبارات و واژگان، به هر کدام از آنها یک کد اختصاص داد که به آن «کدگذاری باز» می گوییم. چون تمرکز ایشان روی روابط کتابشناختی بود، قطعاً دنبال اصطلاحات و واژگانی می گردد که نشان دهنده رابطه بین اثر مورد بررسی با اثر مادر باشد.

سپس این واژگان را یک مقوله بندی narrow coding  انجام داد و خاص تر کرد که به آن «کدگذاری محوری» می گوییم. به معنای labeling هم هست. یعنی خاص تر کردن مقوله ها و از حالت عمومیت و باز که وجود داشت، خارج کرد و خاص تر کرد. در این بخش محورها مشخص می شوند. به صورت کلی در کنار هم قرار می دهد و بین آنها ارتباط برقرار می کند. یعنی رابطه بین مفاهیمی که در مرحله کدگذاری باز پیدا و کشف کرده بود. به نوعی آنها را براساس ویژگی های مشترکشان دسته بندی کرد. بعد از آن این مقوله ها را با یکدیگر لینک کرد. لینک کردن اینها از روی نقاط و ویژگی های مشترکشان صورت گرفت.

 سپس مقوله ها را طبقه بندی کرد در زیرِ مقوله های عام تر قرار داد (broad category) و باز دسته‌بندی ذیل یک مقوله بالاتر، و مقوله های همراستا را در کنار هم قرار داد و به یک رابطه عامتر و مقوله بزرگتر به نام اشتقاق یا روابط اشتقاقی (derivative relationship) رسید. سپس از آن، هفت رابطه کتابشناختی استخراج نمود. که در اصل هفت مقوله کلی می شود (broad category)

این هفت رابطه: رابطه همراهی، رابطه توصیفی، رابطه اشتقاقی، رابطه جز و کل، رابطه ویژگی های مشترک، رابطه توالی یا  sequation و رابطه هم ارزش(مثلاً کتابی هم به صورت صوتی و هم به صورت فایل الکترونیکی و به صورت چاپی و نسخه خطی هم موجود است، این چهارنوع، ارزش یکسانی دارند، یعنی محتوای یکسانی دارند فقط محملهای ارائه متفاوت است.)

باربارا تیلت، هفت رابطه کتابشناختی را استخراج کرد که به عنوان نظریه کتابشناختی در دنیا مطرح کرد و هنوز بعد از سی و اندی سال در کل دنیا استفاده می شود و در حال حاضر استفاده از این نظریه به اوج خود رسیده است.

وقتی شما مقوله ها را کشف می کنید، آنها را به صورت تصویر، نمودار یا ... نشان می دهید.

به این ترتیب باربارا تیلت یک سری الگوهای هستی شناسانه یا روابط کتابشناختی را که وجود دارد و منابع را با یکدیگر مرتبط می کنند، استخراج نمود. هنوز کسی نتوانسته است به این موارد هفتگانه موردی بیفزاید. (family of works) یک نظریه است  که کاملاً براساس روش گراوندد تئوری، از نوع سیستماتیک آن طرح و استخراج شده است. پژوهشهای کیفی بیشتر از روش نظام مند استفاده می کنند. خیلی راحت می شود در موضوعات مختلف از این روش برای استخراج نظریه استفاده کرد.

تهیه و تنظیم گزارش: بنت الهدی موحدی محب

تصاویر
  • کارگاه روشهای تدوین پایان نامه و رساله (نشست بیست و هشتم): روش گرواندد تئوری(3)
  • کارگاه روشهای تدوین پایان نامه و رساله (نشست بیست و هشتم): روش گرواندد تئوری(3)