مهرجان اوست و هم شعله جانسوز از بارقه عشق به زوال او اگر لاله است است جگرش از آتش داغ او سوزان- در رزم چو آتشم و در بزم چو موم / بر دوست مبارکيم و بر دشمن شوم (آغاز) +1
افروزان است و اگر برق يماني است شراري از کانون قدرت اوست و اگر ابر بهار است دودي از گلخن صنعت اوست و اگر باد شمال است به فرمان او دامن بر آتش... (آغاز) +1