Menu

اخبار کتابخانه

چهارشنبه 10 دی 1399
تعداد بازدید: 68
تعداد نظرات: 0

کارگاه مبانی علم سنجی (نشست چهارم)

مبانی علم سنجی4 (metrics)

این جلسه به معرفی bibliometrics می پردازیم که پایه همه متریکس ها و مقدم بر دیگر متریکسهاست. بقیه آنها را اشاره کوتاه خواهیم داشت. اصول اولیه همه سنجش ها یکسان است، فقط منابعی که موردتحلیل قرار می گیرد، متفاوت است یا دامنه متفاوتی دارند. اعمال شاخصهای کیفی معمولاً در حوزه علوم انسانی و علم اطلاعات و کتابداری که بحثها و تحلیلهای مختلفی در محتوا دارند، صورت می گیرد. شاخصهای کمی بیشتر در بحث کاربرد ریاضیات و آمار در سنجش ها و تحلیلهای کمی که روی منابع انجام می شود به کار می رود.

دلایلی که وجود دارد تا ما تحلیل کمی انجام دهیم، مختلف است. می توانیم این دلایل را در سه حوزه کلی تقسیم کنیم:

  1. تحلیل ساختار و پویایی علم؛ یعنی می خواهیم ساختارهایی که در علم وجود دارد را شناسایی کنیم و تحلیل نماییم و این کمک می کند که این ساختارها شکل مناسبی به خود بگیرند، متناسب با نیازها و رشد علم باشند. بحث دیگر بحث پویایی علم است، که به این وسیله بررسی می نماییم که در هر حوزه علمی چه پویایی وجود دارد و معمولاً در چه شاخه هایی این پویایی کمتر و در چه حوزه هایی پویایی بیشتر است.
  2. حوزه دوم درک الگوهایی است که در فرایند تولید بروندادهای علمی و منابع علمی استفاده می شود و این درک و بررسی به جهت اینکه می توانیم بی نظمی ها و جهت های نادرست را کنترل کنیم مفید خواهد بود. به این صورت که مثلاً در یک حوزه علمی بدون توجه به نیاز جامعه و نیاز صنعت یک سری پژوهشها شکل می‌گیرد و همه شروع به کارکردن در آن زمینه ها می کنند که اصطلاحاً به آن science for science یا پدیده علم برای علم می گویند که هیچ ارزشی ندارد و هیچ فایده ای برای رفع مشکلات جامعه و صنعت جامعه ندارند. بحث دیگر تایید مدلها و فرضیه هاست. در حوزه های علمی مختلف فرضیه های متفاوت و مدلهای انتزاعی شکل می گیرند که باید پیاده سازی، بررسی و یا ارزیابی شوند. این فرضیه ها و مدلهای انتزاعی ممکن است تایید یا رد شوند و یا کاربردپذیری آنها مورد تایید قرار می گیرد.
  3. مورد دیگر اینکه bibliometrics به عنوان پایه و اساسی برای طراحی های انتشارات علمی است و تعیین کننده  سیاست گذاری های علمی آنهاست که به چه سمت و سویی هدایت شوند.

این سه رویکرد کلی در همه متریکسها مشاهده می شود، ولی انواع متریکس از نظر رسانه یا حوزه یا دامنه مطالعاتی و نوع محمل متفاوت هستند.

مواردی که در bibliometrics  مطالعه می کنیم و مدنظر قرار دهیم:

  1. نویسندگان
  2. ریشه های تولید علم که می تواند سازمان، کشور، زبانها و ... باشد.
  3. منابعی که تحلیل و بررسی می شوند، شامل ژورنالها و مجلات، ناشران، پروانه های ثبت اختراع و ...
  4. محتوایی که بررسی می شود که می تواند متن، بخشهایی از یک متن، موضوعات یا طبقات مختلف از یک متن باشد و یا ممکن است استناد باشد که این استناد می تواند استناد به یک منبع و یا هم استنادی ها و ... باشند. همچنین می تواند در به کارگیری آنها موثر باشد مثلاً در امانت منبع، در انتخاب منابع در سیاستهایی که در مجموعه سازی استفاده می شود و یا ممکن است پیوندها باشند که شاخه خاصی دارد به نام webometrics که بر روی پیوندها و لینک ها مطالعه و کار می کند و دیگر حوزه ها که می توان در دامنه مطالعات علم سنجی آورد.

به طور کلی ابزارهایی که در کتابسنجی استفاده می شوند این موارد هستند: یکی نمایه های استنادی و دیگری سایر ایندکسها و دیتابیس های مختلف که شامل نمایه استنادی یا دیتابیسهایی که برای انتشار منابع علمی به کار می روند هستند و یا ممکن است از ساختارهای وب و لینکها استفاده کنند.

معمولاً این حوزه های کاری در روندهای کلاسیک و قدیمی bibliometrics وجود داشته است:

  1. مقایسه انتشارات در کشورهای مختلف، به این شکل که در یک سال یا در یک بازه زمانی مشخص، تولیدات علمی یک کشور در پایگاههای علمی مختلف را بررسی می کنند و از این طریق مقایسه انجام می‌شود. بنابراین بحث شاخصهای توسعه را نشان می دهند و کشورها یک سری امتیازات و امکاناتی را از سازمانهای پیشرو در این زمینه ها و سازمانها مادر می توانند بگیرند. این مسئله باعث جذب توریستهای علمی می شود. مثلا کشوری که از لحاظ تولید علم جایگاه خوبی دارد، دانشجویان و اعضای هیأت علمی و افراد دیگر علاقه مند می شوند تا در آن کشور درس بخوانند یا با اساتید آنها کارکنند که این مسئله می‌تواند در پیشرفت علمی آن کشور تاثیرگذار باشد.
  2. تعداد ژورنالها در طول زمان مهم هستند که اگر هرساله بیشتر شوند نشان دهنده رشد علمی و استقبال از آنها بوده است.
  3. همچنین تعداد انتشار چکیده نامه ها و نمایه نامه ها و در کل بررسی رابطه حجم تولیدات یا توسعه علمی نسبت به توسعه اقتصادی یک کشور. برخی از این نمایه ها هرساله روی کشورهای مختلف بررسی انجام می دهند و رشد اقتصادی و تولیدات علمی آن را بررسی و تحلیل می کنند. در سال 2014 یا 2015 تحلیلی انجام گردید در کشور ما که نشان می داد رشد علمی ما نسبت به رشد اقتصادی اصلا توازن نداشته و این یک هشدار و زنگ خطر است و نشان دهنده این امر است که رشد علم بیهوده بوده و باعث رشد اقتصادی نشده است و یا در زمینه هایی پژوهش داشته ایم که نیاز جامعه نبوده و این به نوعی اتلاف هزینه و انرژی و زمان است بنابراین این تحلیلها بسیار کمک کننده است برای اینکه ما ببینیم به چه سمت و سویی در حرکت هستیم و چه بازبینی هایی باید صورت بگیرد. دیگر کاربردهای علم سنجی بحث co citation و bibliography coupling  یا تحلیلهای عمودی و افقی است که انجام می دهیم به این شکل که در تحلیلهای عمودی بررسی می کنیم، ایده یا ریشه یک تفکر کجا بوده و چطور بسط پیدا کرده است. نمونه‌ای از تحلیل افقی اینکه بررسی می کنیم چه پژوهشهایی همراستا با یکدیگر در حال انجام است و چگونه یافته های خود را با هم به اشتراک می گذارند و چقدر با یکدیگر مرتبط هستند، در حقیقت شبکه های هم تالیفی را پیدا می کنیم.

اگر وارد متریکس های دیگر شویم می بینیم که همین روند و قوانین در دامنه های متفاوت وجود دارد. مثلا scientometrics کاملاً براساس bibliometrics  است اما تمرکز آن روی متون علمی است و یک مقدار دامنه خاص تری را شامل می شود و روی متون علمی و متون و مقالاتی که در مجلات علمی یا منابع علمی منتشر می شوند، متمرکز می شود. در حقیقت محدودتر است و تمرکز آن بیشتر روی مقالات است تا کتابها.

این متریکس تاثیر مقالات پژوهشی و ژورنالهای آکادمیک را بررسی می کند. دامنه ژورنالهای آکادمیک یک مقدار دامنه محدودتری از bibliometrics  دارد. و یا درک و تحلیل استنادهای علمی یعنی تمرکز روی منابعی که اصطلاحاً به آنها منابع علمی می گوییم و در دانشگاهها و محیط های آکادمیک استفاده می شوند یا برای انتشار و مطرح کردن ایده ها و تفکرات علمی مطرح می شوند و خیلی جنبه عمومی ندارند و خاص می شوند و بیشتر متمرکز روی نمایه های استنادی است. معمولاً این چند تحلیل را انجام می دهند: یکی مقایسه بهره وری موسسات و سازمانها یعنی موسسات و سازمانها در چه سطحی از بهره وری نسبت به یکدیگر قرار دارند. این به بحث صنعت یا موسسات پژوهشی و رنک موسسات یا دانشگاهها براساس شاخصهای مختلفی که وجود دارد، کمک کننده است. همچنین براساس مدلها و سیستم های رتبه بندی مختلفی که وجود دارد دانشگاههای مختلف را رنک می کنند.

Informetrics  عام است و از همه متریکس ها دامنه گسترده تری دارد. وقتی  Informetrics  مطرح می شود، همه نوع اطلاعات را دربر می گیرد و تمام دامنه ها را شامل می شود و در اینجا جنبه های خیلی متفاوتی دارد مثل بررسی و سنجش پژوهشگران یا نویسندگان در یک حوزه علمی، ژورنالها، مقالات و استنادها دریک حوزه علمی را در بر می گیرد و یا حتی امانت کتاب در یک کتابخانه را بررسی می کند و بر این اساس رتبه بندی صورت می‌گیرد.

حوزه دیگر webometrics است و همانطور که از اسمش پیداست وارد حوزه وب می شود یعنی یک رسانه خاص را مدنظر قرار می دهد. در اینجا هر نوع اطلاعات یا داده ای که روی وب منتشر می‌شود می‌تواند مبنای سنجش برای webometrics باشد. اما بیشترین تحلیلی که صورت می گیرد روی منابع وبی یا روی نویسندگان در محیط وب یا ژورنالها در محیط وب است و فقط دامنه خاص شده در یک محیط بررسی می شود . مثلا دانشگاهها هم براساس شاخصهای کلی رتبه بندی می شوند و هم براساس شاخص های webometrics  در این صورت به سراغ وبسایت دانشگاه می روند و پورتالها و سیستم های آنلاینی که دارند را بررسی می کنند و تعیین می‌کنند که از لحاظ webometrics فلان دانشگاه فلان جایگاه را دارد، لذا می بینید که ممکن است دانشگاه مورد نظر از لحاظ شاخصهای کلی خیلی رتبه بالایی نداشته باشد ولی چون حضور آن در وب بسیار پررنگ و خوب است و شاخصهای مختلف را دارد، از لحاظ webometrics رتبه بالایی دارد. این شاخصها یکی تعداد صفحات ایندکس شده آن در وب است و هر چه حضورش در وب پررنگتر  و ساختارمند تر باشد، امتیاز و رنک بالاتری در webometrics  دارد.

Saybermetrics که webometrics  بخشی از آن است و بخش دیگر آن مربوط به شبکه های اجتماعی می‌شود که تحلیلهای رفتار در محیط شبکه های اجتماعی و دیگر منابع الکترونیکی را بررسی می کند.

و در آخر altmetrics  است. در این باره بحث می‌کند که شاخص هایی که در متریکس های دیگر استفاده شده است مثل IF و استناد و ... شاخصهای خیلی کامل و دقیقی برای نشان دادن جنبه های مختلف تولیدات علمی و انتشار آن نیستد و باید از یک سری شاخص های دیگر نیز استفاده نماییم. مثلا در حوزه bibliometrics  وقتی بخواهند یک پژوهشگر یا نویسنده را بررسی کنند به تعداد منابع علمی وی توجه می کنند و تعداد استنادهای وی را در سال محاسبه می کنند، اما در altmetrics  فقط این ملاکها شاخص ارزیابی نیست و ملاکهای دیگری مثل تعداد دانلود مقالات منتشر شده وی ، تعداد دیده شدن مقاله و چکیده آن، تعداد recommendation که هر مقاله دریافت می کند، حتی لایکهایی که هر مقاله می گیرد را نیز بررسی می کنند و عقیده دارند نباید تنها شاخص استناد را در نظر بگیریم و این نظر، نظر درستی است چرا که شاخص استناد اگر چه شاخصی کارآمد و خوب است و در altmetrics  نیز در نظر گرفته می شود اما نه به تنهایی، و از شاخص های دیگر هم استفاده می شود. اما اولاً زمان بسیار مهم است، حوزه علمی یا فیلدی که پژوهشگر در آن مطالعه انجام می دهد دارای اهمیت است، همچنین نوع مقاله اهمیت دارد. مثلا همانطور که قبلاً هم اشاره شد مقالات مروری به لحاظ ماهیت خود، بیشتر از مقالات پژوهشی استناد می گیرند ولی این دلیلی بر علمی تر بودن مقاله مروری نسبت به مقالات پژوهشی نیست. بنابراین شخصی که بیشتر مقاله پژوهشی نوشته کمتر از شخصی که مقالات مروری نوشته، استناد دریافت می کند و یا در برخی حوزه های علمی، کار جدید بسیار کم انجام می شود، پژوهشها محدود و ناشناخته هستند. همچنین بحث نیمه عمر یک مقاله است که زمان‌بر است و حتماً باید یکی دو سال از نگارش مقاله گذشته باشد تا استناد بگیرند.

پایان جلسات علم سنجی

گزارش از: بنت الهدا موحدی محب

تصاویر
  • کارگاه مبانی علم سنجی (نشست چهارم)