به شماره [۲۱۱۵] مراجعه شود
(يادداشتهاي نسخه)
تعدادي برگ سفيد در اول و آخر نسخه که براي نونيسي الصاق کرده اند، برخي صفحات وصالي شده است
(يادداشتهاي نسخه)
ديوان پنجم محتشم که درسي و يک سالگي بسال ۹۴۴ق به صورت نظم و نثر در ۱۶۰۰بيت نگاشته است
(يادداشتهاي نسخه)
<نسخه هاي خطي فارسي>:ج.۴.ص.۳۲۸۳
(يادداشتهاي نسخه)
<الذريعه>:ج.۲۴.ص.۲۹۳
(يادداشتهاي نسخه)
<مجلس>:ج.۳۶.ص.۳۸۰
(يادداشتهاي نسخه)
مجموعه ۲۲۵۰ (برگ۴۰-۹۵)
(يادداشتهاي نسخه)
ديوان چهارم از کليات محتشم کاشاني که درباره مسائل عشقي به نظم و نثر تحرير و در سال ۹۸۰ق نگارش آن خاتمه يافته است، ناظم اين رساله را بنام<شاطر جلال> که گويا مطربي بوده و با گروهي از نوازندگان در سال۹۷۰ق از اصفهان بکاشان رفته بود، محتشم بياد او ۶۴(=جلال) غزل در ستايش او سروده است
(يادداشتهاي نسخه) بیشتر
<الذريعه>:ج.۵.ص.۱۲۶
(يادداشتهاي نسخه)
<مجلس>:ج.۳۷.ص.۵۳۱
(يادداشتهاي نسخه)
<ملي تهران>:ج.۱.ص.۴۴۳
(يادداشتهاي نسخه)
<نسخه هاي خطي فارسي>:ج.۳.ص.۱۸۹۲و ۲۷۴۱
(يادداشتهاي نسخه)
مجموعه۲۲۵۰ (برگ۱-۳۹)
(يادداشتهاي نسخه)
برگ اول توسط<ياور شمس الدين حقي>نو نويسي شده است
(يادداشتهاي نسخه)
<نسخه هاي خطي فارسي>:ج.۳.ص.۱۸۹۳
(يادداشتهاي نسخه)
<مشار فارسي>:ج.۴.ص.۴۱۱۹
(يادداشتهاي نسخه)
مجموعه ۲۱۱۵( برگ ۱-۶۲)(برگ ۱۴۷- ۱۷۲)
(يادداشتهاي نسخه)
<مباحث نسخه حاضر شامل بخش شبابيه(ناقص الآخر) و رساله منثوري از ناظم است>
(يادداشتهاي نسخه)
<ياد داشتي از محمد حسين شعاع الملک با مهر بيضوي شعاع در رجب ۱۳۵۰ق در برگ اول مبني بر اينکه نسخه اشعاري دارد که در ديوان مطبوع محتشم نيامده است، سطور در برخي صفحات بشکل چليپا است بعد از رساله سلسله الذهب، رساله اي منثور و اديبانه از محتشم که از ابتدا و انتها ناقص بدست آمده که به نظر محمد حسين شعاع الملک شبيه رساله جلاليه محتشم است.><آغاز رساله منثور: و صرصر اضطراب و بيتابي گرفتار آن نميگشايد با خاصان گفته بود که حريف در اول و او ميل طرفه بازي نموده در لباس صبر و شکيبايي مستغيثانه تمکيني کار فرمود اگر امانش دهم که نفس...><گذشت آنکه دل از بيم جان طپيدن داشت/ گذشت آنکه بلا هرچه داشت با من داشت><انجام رساله منثور:... که اگر گلها و لاله ها و سمنهاي ما چنين بي ضبط و ارزان بها و سهل الاخذ مي بودند چرا در خلوت خاص دست تصرف ترا که از همه خارهاي انتظار در پاي دل تست از آن...>
(يادداشتهاي نسخه)
<برادر محتشم کاشاني به نام عبدالغني در سفر مکه در گذشته بود و شاعر بي تابي و نوحه سرايي مي کرد. از وي خواسته شد که مرثيه اي درباره رويداد کربلا بسرايد. وي اين دوازده بند بسيار شيوا را سرود. بعدها ديگران از او پيروي کرده اند. ضمن ديوان او و نيز جداگانه از آن چاپ شده است >
(يادداشتهاي نسخه) بیشتر
<الذريعه>: ج.۸. ص.۲۸۳
(يادداشتهاي نسخه)
<مشترک پاکستان>: ج.۳. ص.۱۴۶۱
(يادداشتهاي نسخه)
<دائره المعارف بزرگ اسلامي>: ج.۱. ص.۱۰۸
(يادداشتهاي نسخه)
مجموعه ۱۶۷۹ (برگ۲۰۷- ۲۰۸)
(يادداشتهاي نسخه)
عنوانها و نشانيها و خطوط شنگرف
(يادداشتهاي نسخه)