زلال مقالي که از چشمه سار دل به جدول زبان جاري و بوستان جانفزاي دين و ايمان به آن آبياري تواند شد چه مي تواند شد چه مي تواند بود جز حمد و ثناي خداوندي جلت عظمته... (آغاز) +1
زلال مقالي که از چشمه سار دل به جدول زبان جاري و بوستان جانفزاي دين و ايمان به آن آبياري تواند شد چه مي تواند بود جز حمد خداوند جلت عظمته و عمت نعمته... (آغاز) +1
بهترين مقالي که سرخيل کاروان فنون محاورات تواند بود و خوشترين کلامي که پير خرد را در طريق سخن گذاري عصا کش خامه بيان توتن نمود و حمد و ثناي يگانه اي است جل شانه (آغاز) +1
بهترين مقاليکه سر خيل کاروان فنون محاورات تواند بود و خوشترين کلاميکه به شادابي لآلي کلماتش تيغ زبان بيان را آب گيري توان نمود حمد يگانه است جل شانه ... (آغاز) +1
زلال مقالي که از چشمهسار دل به جدول زبان جاري و بوستان جانفزاي دين و ايمان به آن آبياري تاند شد چه ميتواند بود جز حمد خداوند جلت عطته و عمت نعمته... (آغاز) +1
و مدبري که اگر شيرازه تاليفش پا از ميان کشد اوراق مجموعه عالم هر يک سر خويش گيرند مريدي که تا سر پنجه مشيتاش چوگان امر کن بر گرفت گوي آسمان سراسيمه خود را ... (آغاز) +1