قلوبهم درمحنت هجوم اندوه است و من اندوه کنان را در مقام محبت فرود آرم که ان الله في کل قلوب حزين مثنوي : هر که دارد راه در دو در راه سوز او بر حال او باشد گواه (آغاز) +1
بعد از تقديم وظايف ثناي حضرت واجبالوجود عم جوده که لب لباب معنوي را که مرات الحضرتين است بشرف انتخاب از مثنوي عالمين غيب و عين مشرف گردانيد. (آغاز) +1
چنين گويد فقير حقير... که چون به مدد دستياري رفيق توفيق و پايمردي معاون تحقيق شش رساله که آثار انوار آن جهات سته را احاطه نموده در علم نجوم... (آغاز) +1
الحمد لله احسن تدبير الکاينات فخلق الارض و السماوات و انزل الماء الفرات فانشاء الحب و النبات و قدر الارزاق و الاقوات... فان مقصد ذوي الالباب لقاء الله سبحانه بدار الثواب و لاطريق للوصول الي اللقاء الا بالعلم و العمل... (آغاز) +1
هفت آسمان خواهي بگريد گفتند يا ابااسحاق نشنيدهايم که آسمان براي کسي خون گريسته باشد گفت ويلکم ان قتل الحسين امرعظيم واي بر شما که کشتن حسين بزرگ کاري... (آغاز) +1
و بشارت ده صبرکنندگان را که در اين بليات طريق شکيبايي پيش آرند و رسوم جزع و فزع و شکايت فرو گذارند. جام محنت خورند و دم نزنند* جز به راه وفا قدم نزنند... (آغاز) +1